العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

178

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

بدلمان مىشود و گاهى با گوش ميشنويم با تمام اينها خدمتكارانى از جن داريم كه مؤمن هستند و شيعه آنها بهتر از شما مطيع ما هستند عرضكردم با هر نفر يكى از آنها است . فرمود آرى بما اطلاع ميدهند از تمام كارها و اوضاع شما . خرايج - حسن بن مسلم از پدر خود نقل كرد كه حضرت باقر مرا دعوت بغذائى كرد سر سفره نشستم ناگاه كبوترى كه موى سرش كنده شده بود مقابل امام نشست كبوترى ديگر نيز آمد با لهجه خود صدائى كرد امام نيز به همان لهجه صدائى نموده پرواز كردند . عرضكرديم چه گفتند شما چه جواب داديد ؟ فرمود كبوتر نر ماده خود را متهم كرده بود . به همين جهت موى از سرش با منقار كنده بود ميخواست در حضور من با او ملاعنه كند « 1 » . كبوتر نر بماده خود گفت اينك كسى كه به حكم داود و آل داود حكومت مىكند حاكم بين من و تو باشد او زبان پرنده‌ها را ميداند و احتياج بشاهد هم ندارد . من به او گفتم آن گمانى كه در باره او برده آن طور نبوده با يك ديگر آشتى نموده رفتند . خرايج - محمد بن مسلم گفت خدمت حضرت باقر در مسجد پيغمبر بودم طاوس يمانى ميگفت نصف مردم كيست . حضرت باقر شنيده فرمود ربع مردم . آدم حواء . هابيل و قابيل طاوس عرضكرد راست گفتى يا ابن رسول الله . محمد بن مسلم گفت من با خودم گفتم اين واقعا سؤالى است فردا صبح رفتم خدمت امام لباس پوشيده بود و اسب را زين و برگ نموده آماده بيرون شدن بود همين كه چشمش به من افتاد قبل از اينكه سؤالى كنم فرمود در پشت هند بفاصله زياد مردى است كه در پلاس پيچيده شده دستش بگردنش بسته است ده نفر بر او گماشته شده است كه او را تا روز قيامت عذاب ميكنند عرض كردم آن شخص كيست ؟ فرمود قابيل . در تفسير عياشى - فضيل بن يسار گفت به حضرت باقر گفتم فدايت شوم

--> ( 1 ) اگر مردى بزن خود بدگمان باشد و شاهدى نداشته باشد با او لعان مىكند يك ديگر را لعنت ميكنند بر اينكه چنين كارى نشده و مرد مدعى مىشود انجام شده پس از لعان بنحو مخصوص كه در قرآن ذكر شده از هم جدا ميشوند .