العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
159
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
مانند تفاوت اسلام است بر ساير دينها . در اين موقع پسرش محمد داخل شد مدتى با او آرام آرام صحبت ميكرد . در بين سخنانش شنيدم فرمود حسن خلق را از دست مده من متوجه شدم كه نزديك فوت آقا است . عرضكردم اگر پيش آمدى كرد كه هيچ كس را از آن گريزى نيست بايد بعد از شما بكه پناه بريم . فرمود اين پسرم اشاره بمحمد كرد او وصى و وارث و حافظ علم من است و معدن دانش است و باقر العلم است . عرضكردم آقا معنى باقر العلم چيست ؟ فرمود به زودى ارادتمندان پاك من نزد او ميروند و او براى ايشان بواقع دانش را ميشكافد . بعد امام عليه السلام فرزندش محمد را پى كارى ببازار فرستاد پس از بازگشت عرضكردم يا ابن رسول الله چرا وصيت به فرزند بزرگترت نكردى ؟ فرمود امامت بكوچكى و بزرگى نيست چنين پيغمبر بما دستور داده و در لوح و صحيفه نام او نوشته است . عرضكردم نام چند نفر وصى و امام را پيغمبر ذكر كرده بعد از ايشان . فرمود در صحيفه و لوح نام دوازده نفر با اسم پدر و مادرشان ذكر شده سپس فرمود از نژاد اين پسرم محمد هفت نفر امام خواهند بود كه مهدى صلوات اللَّه عليه جزء همين هفت نفر است . باب پنجم معجزات و كارهاى شگفت انگيز امام عليه السلام امالى طوسى ص 261 از محمد بن سليمان او از پدرش نقل مىكند كه مردى شامى كه ساكن مدينه شده بود گاه گاه خدمت حضرت باقر ميرسيد ميگفت به آن جناب آقا خيال نكنى من خدمت شما ميرسم بواسطه خجالتى است كه از شما دارم ( و ارادتمند شمايم ) در روى زمين كسى را بيش از شما خانواده دشمن نميدارم و معتقدم كه اطاعت خدا و پيغمبر و امير المؤمنين در دشمنى با شما است ولى چون مردى خوش صحبت و داراى ادب هستى رفت و آمد من براى همين است . وقتى اين حرف را ميزد حضرت باقر ميفرمود ( لن تخفى على الله خافيه ) هيچ چيز بر خدا پنهان نيست .