العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

150

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

از دنيا خواهى رفت . فرمود در همان روز از دنيا رفت . از بصائر حضرت صادق عليه السلام فرمود من در آن موقعى كه پدرم از دنيا رفت حضور داشتم به من سفارشهائى راجع به غسل و كفن و دفن نمود . عرضكردم بابا از روزى كه بيمارشده‌اى مثل امروز چهره‌ات نيكو درخشان نبوده و هيچ اثر از مرگ در شما ديده نميشود . فرمود پسرم نشنيدى على بن الحسين از پشت اين ديوارها صدا زد محمد ! عجله كن بيا . از خرايج نقل مىكند كه هشام بن سالم از حضرت صادق نقل كرد كه فرمود در شب درگذشت پدرم حضرت باقر به من فرمود پسرم امشب شب درگذشت من است . آب وضوء نزديك بسترش بود فرمود آن آب را بريزيد . ما خيال كرديم از شدت تب ميگويد فرمود پسرم آب را بريز همين كه ريختم از داخل آن موشى افتاد . در كافى - حماد بن عثمان از حضرت صادق نقل كرد كه فرمود پدرم در بيمارى خود فرمود پسر چند نفر از قريش را بياور تا آنها را شاهد بگيرم من چند نفر را آوردم در حضور آنها فرمود پسرم جعفر . وقتى من از دنيا رفتم مرا غسل ده و كفن كن قبرم را چهار انگشت بلند كن و آن را با آب تر كن . بعد از رفتن آن چند نفر عرضكردم پدر اگر بخودم ميفرمودى اين كارها را ميكردم احتياج بآوردن اين گواهان نبود . فرمود خواستم در اين مورد با تو كسى منازعه نكند ( ممكن است همان انجام غسل و كفن باشد كه خود از دلائل امامت است ) . در كافى است - از زراره گفت حضرت باقر وصيت كرد هشتصد درهم در عزاداريش خرج كنند اين عمل را سنت پيغمبر ميدانست زيرا حضرت رسول در شهادت جعفر فرمود براى خانواده‌اش ترتيب غذا بدهيد كه آنها مشغول بعزاى خود هستند . در كافى - ابو جعفر فراء گفت يكى از دندانهاى حضرت باقر عليه السلام