العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
134
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
سرزنشكننده شريك خون اوست . در رجال كشى ص 151 مينويسد عمرو بن خالد كه از رؤساى زيديه است از ابى الجارود كه او نيز جزء سران اين دسته محسوب مىشود نقل كرد كه گفت خدمت حضرت باقر بودم زيد آمد همين كه چشم امام به او افتاد فرمود اين سرور خانواده من است و انتقامگيرنده خون آنها است . حنان بن سدير گفت من در نزد حسين بن حسين بودم كه سعيد بن منصور از سران زيديه وارد شده گفت نظر تو در باره نبيذ ( نوعى شراب است ) چيست زيد پيش ما مىآشاميد . گفت من قبول نميكنم كه زيد شراب بخورد گفت نه مىخورد . گفت بر فرض او هم خورده باشد پيغمبر يا وصى پيغمبر كه نيست يكى از اولاد پيغمبر است كه احتمال دارد اشتباهى از او سر زده باشد . در رجال كشى مينويسد كه ابو الصباح گفت سدير پيش من آمده گفت زيد از تو بيزارى جست و ابو الصباح گفت لباس پوشيده پيش او رفتم ( ابو الصباح مرد شجاعى بود ) . وارد شدم سلام كرده گفتم شنيدهام گفتهاى امامها چهار نفرند كه چهارمى قائم است زيد گفت صحيح است اين سخن را گفتهام . گفتم فراموش كردهاى كه خودت در مدينه به من ميگفتى خداوند فرموده است هر كس مظلوم كشته شود اختيار انتقام خون او را بوليش دادهايم ، امامها اختيار دار خون و واسطه بين مردم و خدايند خودت ميگفتى حضرت باقر اكنون امام است اگر پيش آمدى شود در ميان ما خانواده جانشين او هست ؟ ابو الصباح گفت زيد در مدينه خطبههاى حضرت على را از من ياد ميگرفت من به او ميگفتم فرمودهاند به اولاد پيامبر چيزى نياموزيد آنها از شما داناترند زيد گفت از اين حرف خودت فراموش كردهاى كه به من چنين ميگفتى در جوابش گفتم البته هم اكنون در ميان اولاد پيامبر كسى هست كه چنين است نبايد به او بياموزى ( منظورش حضرت صادق بود . ) ابو الصباح گفت عزم سفر نموده خدمت حضرت صادق رسيدم و جريان