العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
103
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
ما قرار داد هر كجا بخواهيم در بهشت مسكن ميكنيم خوب پاداشى به نيكوكاران ميدهد . پس از اين سخن از دنيا رفت . حضرت باقر فرمود على بن الحسين شترى داشت كه بيست و دو مرتبه با آن به حج رفت و براى يك بار هم به او شلاق نزد . پس از فوت و دفن حضرت زين العابدين يكى از غلامان آمده گفت شتر از خانه خارج شده و رفته كنار قبر على بن الحسين همان جا زانو زده و سر و گردن بقبر ميماليد و ناله مىكند ، گفتم او را دريابيد . شتر را آوردند غلامان رفتند شتر را با اينكه نمىشناختند و نديده بودند از سر قبر آوردند امام باقر فرمود آن شتر هم قبلا قبر را نديده بود « 1 » در فقه الرضا مينويسد كه وقتى على بن الحسين از دنيا رفت حضرت باقر گفت بابا من در زمان حيات شما بعورتت نگاه نميكردم هرگز بعد از وفات نگاه نخواهم كرد از زير پارچه دست برد و بدنش را غسل داد آنگاه يكى از كنيزانش كهام ولد بود خواست او عورت امام را غسل داد ، على بن موسى الرضا فرمود من نيز نسبت به پدرم همين كار را كردم . در خرايج مينويسد حضرت باقر فرمود در شبى كه على بن الحسين از دنيا رفت برايش نوشيدنى آورده گفتند بياشام فرمود امشب شبى است كه به من وعده دادهاند از دنيا بروم . معمر از على بن زيد نقل كرد كه بسعيد بن مسيب گفتم تو ميگفتى كه على ابن الحسين نفس زكيه است و مانند او را نديدهاى . گفت همين طور است آنچه من گفتهام قابل انكار نيست به خدا سوگند مانند او ديده نشده على بن زيد گفت اين دليل محكم بر ضرر تو است كه بر جنازهاش نماز نخواندى . گفت قاريان قرآن براى انجام حج خارج نميشدند تا وقتى كه
--> ( 1 ) در روايت ديگر مينويسد كه سه مرتبه شتر را به خانه بردند باز برگشت در مرتبه سوم فرمود او را رها كنيد كه از عمرش چيزى نمانده . پس از سه روز از دنيا رفت .