العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
90
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
افتاد و ديدند راكب ندارد صدا بگريه و وا ويلا بلند كردند . ام كلثوم دست خود را بالاى سر خويش نهاد و فرياد زد : وا محمّداه ، وا جداه ، وا نبياه ، وا ابا القاسماه ، وا علياه ، وا جعفراه ، وا حمزتاه ، وا حسناه ! ! اين حسين است كه برهنه و عريان در كربلا افتاده است . سرش از قفا جدا شده . عمامه و ردايش بتاراج رفته است سپس آن بانو غش كرد و افتاد . پس از اين جريان دشمنان خدا آمدند و در اطراف خيمه جمع شدند شمر نيز با آنان بود . شمر گفت : داخل خيمه شويد و لباس زنان را بغارت ببريد آن قوم نابكار داخل خيمه شدند و آنچه كه در خيمه بود تاراج كردند ، تا اينكه گوشوارهء ام كلثوم خواهر امام حسين را ربودند و گوش وى را پاره كردند كار غارتگرى آن گروه به جائى رسيده بود كه زنان لباس و چادر خود را با فعاليت شديد بر سر خود نگاه ميداشتند تا بر آن تاراجگران غالب ميشدند . قيس بن اشعث قطيفهء امام حسين را ربود - و بعدا او را قيس القطيفه ميناميدند . نعلينهاى آن حضرت را شخصى از بنى اود برد كه او را اسود ميگفتند . سپس آن تاراجگران لباس و زر و زيور و حلهها و شتران را به يغما بردند . مؤلف گويد : در بعضى از كتب ديد كه فاطمهء صغرا ميگويد : من بر در خيمه ايستاده بودم و به پدرم و اصحاب او نگاه ميكردم كه با بدنهاى بىسر نظير قربانيها بر روى رمل افتادهاند و اسبان بر فراز اجسادشان جولان ميزدند . من با خودم فكر ميكردم كه آيا بعد از پدرم از دست بنى اميه چه بر سر ما خواهد آمد ! ؟ آيا ما را بقتل ميرسانند ، يا اسير ميكنند ؟ ناگاه ديدم مردمى كه بر اسب خود سوار است زنان را با كعب نيزهء خود ميراند و آن زنان به يك ديگر پناهنده ميشدند . كليهء چادر و دستبند زنان را ربوده بودند . آن زنان فرياد ميزدند : وا جداه ، وا ابتاه ، وا عليا ، وا قلة ناصراه ، وا حسناه ! ! آيا فريادرسى نيست كه بفرياد ما برسد ، آيا كسى نيست كه از ما