العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
87
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
اى خونخواهان پيغمبر اسلام ! شوهرش آن زن را گرفت و به طرف جايگاه خود بازگردانند . راوى ميگويد : سپس آن گروه نابكار زنان را از خيمه خارج كردند و خيمهها را طعمهء آتش قرار دادند . دختران پيغمبر خدا در حالى خارج شدند كه برهنه ، لباس ماتم پوشيده ، پا برهنه ، گريان و در حال اسيرى و ذلت بودند ، ميگفتند : شما را به خدا ما را به قتلگاه حسين ببريد . وقتى زنان به اجساد شهيدان نظر كردند صيحه مىزدند و به صورت خود ميزدند . راوى مىگويد : به خدا قسم زينب دختر على عليه السلام را ديدم براى حسين ناله و ندبه ميكرد و با صدائى حزين و قلبى اندوهناك فرياد ميزد : وا محمداه صلى عليك مليك السماء ، هذا حسين مرمل بالدماء ، مقطع - الاعضاء و بناتك سبايا . يعنى اى جد بزرگوار صلوات پادشاه آسمان بر تو باد . اين حسين تو مىباشد كه آغشته بخونها است . اعضايش قطعه قطعه شده است . و دختران تو اسير شدهاند ، شكايت كردن به خدا و محمّد مصطفى و على مرتضى و حمزهء سيد الشهداء وظيفهء ما است . وا محمّداه اين حسين تو مىباشد كه عريان است و باد صبا بر جسدش ميوزد و قتيل زنازادگان شده است . آه از حزن و غم و اندوه من ! امروز جدم پيغمبر خدا از دنيا رفته ، اى اصحاب محمّد ! اينان فرزندان مصطفى هستند كه نظير اسيران رانده ميشوند . در بعضى از روايات مينگارند كه آن بانو فرمود : يا محمّد صلّى اللَّه عليه و آله دختران تو اسير شدهاند : فرزندانت شهيد گرديدهاند . باد صبا بر اجسادشان ميوزد ، اين حسين تو است كه سرش از قفا جدا شده ، عمامه و ردايش بغارت رفته است . پدرم بفداى آن كسى كه لشكرش در روز دو شنبه به تاراج رفت . پدرم بفداى آن شخصى كه ريسمان خيمهاش پاره پاره شد .