العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

76

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

يا ابا عبد اللَّه ! تو از آشاميدن آب لذت ميبرى در صورتى كه اهل حرم تو دچار هتك حرمت شدند ! امام حسين عليه السلام آب را ريخت و بر آن گروه حمله نمود ، وقتى بخيمه‌ها رسيد ديد خيمه‌ها سالمند . ابو الفرج ميگويد : امام حسين عليه السلام طلب آب ميكرد و شمر به آن حضرت ميگفت : به خدا قسم وارد شريعه نخواهى شد تا اينكه داخل جهنم شوى . مرد ديگرى به آن امام مظلوم گفت : يا حسين آيا نمىبينى كه آب فرات نظير شكم ماهىها ميدرخشد ، به خدا قسم تو از آن نخواهى چشيد تا از عطش بميرى ! امام عليه السلام فرمود : بار خدايا ! اين مرد را بوسيلهء عطش بميران ! راوى ميگويد : به خدا قسم آن مرد همچنان ميگفت : آبم بدهيد ، آبم بدهيد ! آب مياوردند ، او بقدرى مىآشاميد تا آب از دهانش خارج ميشد . باز هم ميگفت : آبم بدهيد ، عطش مرا كشت ! وى در همين حال بود تا اينكه بدرك اسفل رفت . پس از اين جريان مردى كه كنيهء او ابو الحتوف جعفى بود تيرى به طرف امام حسين انداخت و آن تير به پيشانى نورانى امام عليه السلام فرو رفت ، وقتى امام آن را بيرون آورد خون‌ها بر پيشانى و محاسن مباركش جارى شدند . سپس آن بزرگوار فرمود : پروردگارا ! تو حال مرا مىبينى كه از دست اين مردم معصيت‌كار چه ميكشم ! بار خدايا ! اينان را نابود كن ، اينان را هلاك نما ، احدى از ايشان را بر روى زمين مگذار و هرگز آنان را مورد آمرزش قرار مده ! سپس نظير شيرى خشمناك بر آن گروه سفاك حمله كرد ، احدى از آن ستمكيشان نزد آن ثانى حيدر كرار نزديك نمىشد مگر اينكه او را با شمشير پاره ميكرد و بدوزخ ميفرستاد . تير دشمنان از هر طرف بسر آن حضرت فرو ميريخت و آن بزرگوار آنها را بوسيلهء گلو و سينهء مبارك خود دور ميكرد و ميفرمود : اى امت نابكار بعد از حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله چقدر با عترت او بد رفتارى كرديد ! ؟ آيا نه چنين است كه بعد از كشتن من هرگز از كشتن بنده‌اى از بندگان