العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

73

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

كسى را كه از بزرگان لشكر كفر نزد خود ميديد بدرك اسفل ميفرستاد تا اينكه قتال بسيار بزرگى كرد و بعد از آن به ميمنهء لشكر حمله نمود و فرمود : الموت خير من ركوب العار يعنى مردن بهتر است از اينكه انسان مرتكب عمل عيب و عار شود . پس از اين عمل در حالى بر ميسرهء لشكر حمله كرد كه اين اشعار را ميخواند : 1 - انا الحسين بن على * آليت ان لا انثنى 2 - احمى عيالات ابى * امضى على دين النبى 1 - يعنى من حسين بن على هستم . قسم خورده‌ام كه از جهاد با كفار و گردان نشوم . 2 - من از اهل و عيال پدرم حمايت ميكنم . من بدين پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله شهيد ميشوم . شيخ مفيد و سيد بن طاوس و ابن نما فرموده‌اند : هنگامى كه عطش امام حسين عليه السلام شديد شد سوار بر اسبى شد كه آن را : مسناة ميگفتند و در حالى متوجه فرات شد كه حضرت ابا الفضل در جلو آن بزرگوار بود . لشكر ابن سعد متعرض آن حضرت شدند و مردى از بنى دارم تيرى بجانب آن امام مظلوم انداخت كه به زير چانهء مقدسش اصابت نمود . امام عليه السلام آن تير را بيرون آورد و دست مبارك خود را زير گلوى شريف خود گرفت ، وقتى دو كف مقدسش پر از خون شدند خونها را بدور ريخت و فرمود : اللهم انى اشكو اليك ما يفعل بابن بنت نبيك ! يعنى بار خدا ! من از اين عملى كه با پسر دختر پيغمبر تو انجام ميدهند به تو شكايت ميكنم . سپس آن گروه تبه‌كار بين حضرت عباس و امام حسين جدائى انداختند و از هر طرفى حضرت عباس را احاطه كردند تا او را شهيد نمودند . زيد بن ورقاء حنفى و حكيم بن طفيل سنبسى متصدى قتل قمر بنى هاشم شدند . و امام حسين براى شهيد شدن وى بشدت گريان شد !