العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

68

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

شهيد نمود . عامر بن نهشل تميمى حمله كرد محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر بن ابى طالب را كشت . عثمان بن خالد همدانى ( به سكون ميم ) بر جست و عبد الرحمن بن عقيل - ابن ابى طالب را شهيد كرد . ابو الفرج در كتاب : مقاتل از قول سعيد بن ثابت مينويسد : هنگامى كه على بن الحسين عليه السلام بسوى مبارزه با دشمنان رفت امام عليه السلام چشمان خود را پر از اشك و گريه كرد و فرمود : بار خدايا تو بر اين مردم شاهد باش ، زيرا جوانى براى مبارزهء با آنان رفت كه شبيه ترين مردم است برسول تو صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حضرت على اكبر عليه السلام بر آن گروه حمله ميكرد و به طرف پدر بزرگوارش بر ميگشت و ميگفت : پدر جان ! العطش ! امام حسين به او ميفرمود : اى حبيب من صبر كن ، زيرا تو امروز را شام نميكنى تا جدت پيغمبر خدا تو را با جام خود سيراب نمايد . حضرت على اكبر كرّة بعد كرّة مشغول جهاد ميشد تا اينكه تيرى به حلق مباركش فرو رفت و آن را سوراخ نمود . آن بزرگوار در حالى كه به خون خود غلطان بود صدا زد : پدر جان ! سلام بر تو باد . اين جدم پيامبر خدا است كه تو را سلام مىرساند و ميفرمايد : تعجيل كن و نزد ما بيا . سپس ناله‌اى كرد و شهيد شد . ابو الفرج مينگارد : اين على بن الحسين على اكبر بود و فرزندى بجاى نگذاشت . كنيهء وى ابو الحسن بود . مادرش : ليلى دختر مرة بن عروة بن مسعود ثقفى بود . او اول كسى بود كه در جنگ شهيد شد . منظور معاويه همين على است كه گفت : چه كسى در ميان مردم بمقام خلافت سزاوارتر است ؟ گفتند : تو . گفت : نه ، بلكه سزاوارترين مردم براى اين مقام على بن الحسين بن على است كه جدش رسول خدا مىباشد و شجاعت بنى هاشم و بخشش بنى اميه و جمال بنى ثقيف در وجود او است . يحيى بن حسن علوى ميگويد : طالبيون گفته‌اند : مادر آن على بن الحسينى كه شهيد شد ام ولد بود . و آن كه مادرش ليلى بود جد آنان بوده است و در زمان خلافت عثمان متولد شده بود . گفته‌اند : سپس غلامى يعنى كودكى خارج شد كه عمودى بدست و دو گوشوارهء لؤلؤ