العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

57

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

1 - اضربكم و لا ارى فيكم زحر * ذاك الشقى بالنبى قد كفر 2 - يا زحر يا زحر تدان من عمر * لعلك اليوم تبوء من سقر 3 - شر مكان في حريق و سعر * لانك الجاحد يا شر البشر 1 - يعنى من شما را مىزنم و زحر را در ميان شما نمىبينم . آن زحرى كه شقى است و به رسول خدا كافر شده است 2 - اى زحر ، اى زحر ، نزديك من بيا ، شايد امروز جايگاه تو در جهنم باشد 3 - دوزخ كه از لحاظ سوزندگى و شعله‌ورى بدترين مكان است . زيرا تو اى بدترين مردم منكر حق و حقيقت مىباشى . سپس به زحر كه قاتل برادرش بود حمله كرد و او را كشت و پس از اينكه متوجه آن گروه سفاك گرديد بوسيلهء شمشيرش بشدت مشغول كارزار شد و اين رجز را خواند : 1 - خلو اعداة اللَّه خلوا عن عمر * خلوا عن الليث العبوس المكفهر 2 - يضربكم بسيفه و لا يفر * و ليس فيها كالجبان المنجحر 1 - يعنى اى دشمنان خدا ! عمر را واگذاريد و فرار كنيد شير خشمناك را واگذاريد 2 - او با شمشير غضبناك خود شما را مىزند و فرار نمىكند . عمر بن - على در ميدان جنگ خائف و فرارى نيست . وى همچنان جهاد كرد تا شهيد شد . پس از عمر بن على برادرش : عثمان بن على كه مادرش ام البنين دختر حزام بن - خالد و از قبيلهء بنى كلاب بود براى مبارزه قيام نمود و رجزى را ميخواند كه مطلع آن اين بود : 1 - انى انا عثمان ذو المفاخر * شيخى على ذو الفعال الظاهر 1 - يعنى من همان عثمانى هستم كه صاحب فخريه و مباهات ميباشم و پدر بزرگوارم حضرت على است كه كارهاى پسنديده‌اش ظاهر و هويدا مىباشد 2 - پدرم پسر عموى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است كه شخصى طيب و طاهر مىباشد . برادرم امام حسين