العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

53

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

1 - يعنى ما از دست دشمنان به خدا شكايت مىكنيم . با گروهى كارزار مىنمايم كه كوركورانه در راه پست مىروند 2 - آنان دستورات قرآن و بيان آن را ترك كرده‌اند و آيات محكمهء قرآن و بيان آن را از دست داده‌اند . كفر را با طغيان و سركشى ظاهر نموده‌اند . سپس جنگيد تا تعداد ده نفر از لشكر دشمن را كشت و عامر بن نهشل تميمى او را شهيد نمود . بعد از محمّد بن عبد اللَّه عون بن عبد اللَّه بن جعفر عليه السلام براى جهاد در راه خدا خروج كرد و اين رجز را خواند : 1 - ان تنكرونى فأنا بن جعفر * شهيد صدق في الجنان ازهر 2 - يطير فيها بجناح اخضر * كفى بهذا شرفا في المحشر 1 - يعنى اگر مرا نمىشناسيد من از نسل جعفر هستم كه شهيد صداقت و راستى شد و در بهشت با دو بال سبز پرواز مىكند و يك چنين افتخار در محشر براى ما كافى خواهد بود . وى همچنان كارزار كرد تا تعداد سه سوار و - 18 - نفر پياده را از لشكر كفر به دوزخ روانه كرد . سپس عبد اللَّه بن بطهء طائى او را شهيد كرد . ابو الفرج ميگويد : عبد اللَّه بن قطنهء تيهانى عون را كشت . عبيد اللَّه بن - عبد اللَّه بن جعفر بن ابى طالب هم در كربلا با امام حسين شهيد شد . بعد از عون بن عبد اللَّه عبد اللَّه بن حسن بن على بن ابى طالب عليه السلام براى جهاد در راه خدا قيام نمود . ولى در بيشتر روايات مىنويسند : وى قاسم بن حسن عليه السلام بود . او كودك صغيرى بود كه بالغ شده بود . هنگامى كه امام حسين عليه السلام به او نگاه كرد و ديد براى مبارزه قيام نموده است با وى معانقه كرد و هر دو بقدرى گريستند كه غش نمودند . سپس از امام حسين عليه السلام اجازهء جهاد خواست . ولى آن بزرگوار اجازه نداد . آن كودك همچنان دستها و پاهاى امام عليه السلام را ميبوسيد تا اينكه به او اجازه داد . وى در حالى كه اشكهايش به صورتش ميريخت متوجه كارزار شد و اين رجز را ميخواند :