العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

38

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

شناسائى را بين او و محمّد و آل محمّد صلّى اللَّه عليهم اجمعين برقرار بفرما ! امام محمّد باقر از حضرت امام زين العابدين عليهما السلام روايت مىكند كه فرمود : هنگامى كه گروهى در ميدان جنگ آمدند تا اجساد شهيدان آل محمّد را دفن نمايند جسد اين غلام يعنى جون را بعد از ده روز در حالى يافتند كه بوى مشك از آن ميوزيد . رضوان اللَّه عليه ! صاحب كتاب مناقب مينگارد : جون رجزى را ميخواند كه مطلع آن اين است : 1 - كيف يرى الفجار ضرب الاسود * بالمشرفى القاطع المهند 1 - يعنى اين مردم تبه كار ضربت غلام سياه را چگونه مىبينند كه با شمشير برندهء مشرفى و هندى به كار مىبرد 2 - با شمشيرى برنده براى فرزندان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله مىجنگم . با زبان و دست از ايشان دفاع مينمايم 3 - اميدوارم اين عمل در روز ورود بمحشر از طرف خداى يگانه باعث رستگارى من شود - زيرا شفيعى نظير احمد صلّى اللَّه عليه و آله نزد خدا نيست . سيد بن طاوس ميگويد : پس از جون عمرو بن خالد صيداوى بحضور امام حسين آمد و گفت : يا ابا عبد اللَّه ! من تصميم گرفته‌ام به ياران خود ملحق شوم . من دوست ندارم زنده بمانم و تو را تنها و شهيد بنگرم . امام عليه السلام به او فرمود : قيام كن ، ما نيز در همين ساعت به تو ملحق خواهيم شد . وى جلو رفت و بقدرى جهاد كرد تا شهيد شد . سپس حنظلة بن سعد شبامى آمد و در مقابل امام حسين عليه السلام ايستاد و تير و نيزه و شمشيرها را بوسيلهء صورت و گلوى خود از امام حسين دفع مينمود و اين آيات را تلاوت ميكرد : يا قَوْم إِنِّي أَخاف عَلَيْكُم مِثْل يَوْم الْأَحْزاب . مِثْل دَأْب قَوْم نُوح وَ عادٍ ، وَ ثَمُودَ وَ الَّذِين مِن بَعْدِهِم وَ مَا اللَّه يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ . وَ يا قَوْم إِنِّي أَخاف عَلَيْكُم يَوْم التَّنادِ . يَوْم تُوَلُّون مُدْبِرِين ما لَكُم مِن اللَّه مِن عاصِم . اى گروه ! امام حسين را شهيد نكنيد كه دچار عذاب خدا خواهيد شد و