العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
371
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
خود باز گردد و سركشان آنان را سركوب و درخت هجوم ايشان را ريشه كن نمايد و شوكت آنان را از بيخ و بن بر كند . چون تعداد - 4000 - چهار هزار نفر بيشتر با مختار نبود لذا اهل كوفه ظلم كردند و با مختار قتال نمودند . مختار در كليهء آن روز با آنان جهاد كرد و شب را آرام گرفتند . ابراهيم در روز دوم در حالى وارد كوفه شد كه سواران و پيادگان و مردانى قوى بهمراه داشت . موقعى كه دشمنان از ورود ابراهيم مطلع شدند به دو فرقه تقسيم شدند : فرقهء ربيعه و مضر ( بضم ميم و فتح ضاد ) يكطرف و فرقهء يمن در طرف ديگر قرار گرفتند . مختار به ابراهيم گفت : تو بسوى كدام يك از اين دو لشكر حركت ميكنى ؟ ابراهيم گفت : هر كدام كه تو دوست داشته باشى . چون مختار داراى عقلى وافر و رأى حاضر بود لذا ابراهيم را بجانب فرقهء مضر بسوى كناسهء كوفه فرستاد . خود مختار هم به طرف فرقهء يمن متوجه : جبانهء سبيع شد . رفاعة بن شداد در جنگ پيشدستى نمود و كارزار شديد و قوى كرد تا كشته شد . بعد از رفاعه حميد ( بضم حاء ) ابن مسلم شروع بجهاد نمود و لشكر دشمن بنحو هولناكى شكست خوردند . بعد از اين جريان بشير براى مختار مژده آورد كه لشكر كفر دچار هزيمت و متوارى گرديدند . بعضى از آنان در خانهء خود مخفى شدند ، گروهى از ايشان به مصعب ( بضم ميم و فتح عين ) ابن زبير پيوستند . برخى از آنان بسوى باديه خارج شدند . هنگامى كه جنگ لباس خود را بيرون آورد و تكمههاى خويشتن را گشود و شرارههاى قتال خاموش شد و كشتگان دشمن را شماره كردند تعداد آنان به - 640 - نفر رسيده بود . سپس چنان كه طبرى و غيره نوشتهاند تعداد - 500 - نفر اسير از خانههاى وادعيين استخراج كردند و آنان را نزد مختار آوردند و بر او عرضه نمودند . مختار گفت : هر كسى كه از اينان در قتل امام حسين شركت كرده است او را