العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
366
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
ابراهيم ايشان را امان داد . آنان از قصر خارج و با او براى مختار بيعت كردند . مختار به ايشان وعدههاى خير مىداد . قلب آنان را به خود مهربان مىكرد و با ايشان نيك رفتارى مىنمود . موقعى كه ياران ابن مطيع از قصر خارج شدند مختار ساكن قصر گرديد . سپس از قصر خارج و داخل مسجد شد و دستور داد : ندا كنند : مردم براى نماز حاضر شوند . وقتى مردم اجتماع كردند مختار بر فراز منبر رفت و پس از اينكه حمد خداى را بجاى آورد گفت : ايها الناس ! ما بنتيجه و منظور خود رسيديم . پرچم ما بر افراشته گرديد . در بارهء پرچم گفته شد : آن را بلند كنيد و آن را ضائع ننمائيد و در بارهء نتيجه گفته شد : آن را بگيريد و رها نكنيد . ما دعوت دعوتكننده را شنيديم و سخن سرپرست خود را پذيرفتيم . چه بسا آن مردان و زنان ستم كيش و كشتگانى كه در ميان رعايتكنندگان هستند . آگاه باشيد كسى كه طغيان و ظلم و انكار و خرابكارى و تكذيب و به حق پشت كند نابود خواهد شد . اى بندگان خدا ! بسوى بيعت هدايت و جهاد با دشمنان و دفاع از ضعيفان آل محمّد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بيائيد . منم كه بر كفار مسلط شدهام و خون خواه پسر پيغمبر پروردگار عالمين مىباشم . آگاه باشيد ! به حق آفرينندهء ابرها كه عقابش شديد است من قبر ابن شهاب را كه افتراء ميزد و كذاب و مجرم و شكاك بود خواهم شكافت . من حتما احزاب را به بلاد اعراب تبعيد مينمايم . بپروردگار عالمين قسم كه حتما اعوان ظالمين و ما بقى كافرين را خواهم كشت . سپس روى منبر نشست و براى دومين بار برخاست و گفت : به حق آن خدائى كه مرا بينا و قلبم را نورانى كرد من حتما خانههائى را در اين شهر مىسوزانم ، قبورى را مىشكافم ، سينههائى را از بغض دشمنان شفا مىدهم ، شخص جبارى را كه كافر و ملعون و غدار است بقتل ميرسانم . به حق پروردگار مكه و كعبهء معظمه و به حق نون و القلم به زودى يك پرچمى براى من بر افراشته مىشود كه از كوفه تا كوه : اضم و اطراف : ذى سلم و عرب و عجم را