العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

364

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

طرف بستان زائده كه در سبخه بود داخل دير هند شد . سپس ابو عثمان هندى با گروهى از ياران خود بسوى كوفه آمدند و ندا در دادند : يا آل ثأرات الحسين ! يا منصور امت ! اين عبارت يك شعار و علامتى بود براى آنان . اى گروه هدايت‌شدگان ! بدانيد كه امين آل محمّد خروج كرده و در دير هند وارد شده است و مرا فرستاده تا شما را دعوت نمايم و بشما مژده دهم . خدا شما را رحمت كند ، بسوى او حركت كنيد . مردم از خانه‌هاى خود خارج شدند و يك ديگر را آگاه نمودند و . . . موضوع سوم در بارهء قتال با ابن مطيع والبى و حميد ( بضم حاء ) ابن مسلم و نعمان بن ابى جعد ميگويد : ما با مختار خروج كرديم . به خدا قسم هنوز فجر طلوع نكرده بود كه مختار از تعبيهء لشكر خود فراغت حاصل كرده بود وقتى صبح شد مختار نماز صبح را خواند و سورهء : و النازعات و عبس را تلاوت نمود . به خدا قسم ما پيشوائى از لحاظ لهجه فصيح‌تر از مختار نديده بوديم سپس ابن مطيع ياران خود را خواست . وقتى آنان آمدند او شبث بن ربعى را ( بفتح شين و باء و كسر راء ) با سه هزار - 3000 - نفر و راشد بن اياس را با چهار هزار - 4000 - نفر و حجاز بن ابجر عجلى را با سه هزار - 3000 - نفر و عكرمة بن ربعى و شداد بن ابجر و عبد الرحمن بن سويد را با - 3000 - نفر فرستاد . لشكر همچنان بدنبال يك ديگر ميرفت تا تعداد آنان در حدود بيست هزار - 000 ، 20 - نفر رسيد . هنگامى كه مختار آن سر و صداها و ضجه‌ها را ما بين بنى سليم و سكة - البريد شنيد دستور داد تا تحقيق كنند كه چه خبر است . ناگاه ديدند شبث بن ربعى با خيل بزرگى آمد و در همان حال نيز سعر بن ابى سعر حنفى كه با مختار بيعت كرده بود از طرف قبيلهء مراد آمد . موقعى كه فرستادهء مختار به راشد بن اياس برخورد خبر آمدن او را