العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
355
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
و بر آن گروه نابكار حملهور گرديد و آنان را هدف نيزه قرار داد و . . . او هم چنان قتال كرد تا شهيد شد . بعد از او برادرش : خالد بن سعد پرچم را بدست گرفت و اهل عراق را براى جنگ تحريك مىنمود و ايشان را به نيكى امر ترغيب ميكرد . شديدترين قتال را كرد و دشمن را نابود كرد تا شهيد شد . پس از خالد عبد اللَّه بن وأل پيشاهنگ شد و پرچم اسلام را بپاى داشت و جهاد كرد تا دست چپش قطع شد . سپس در حالى كه خون از دستش جستن مىكرد پشت بياران خود نمود و حمله بدشمن كرد و . . . او به قدرى جهاد كرد كه شهيد شد . در آن حين كه آنان مشغول كارزار بودند ناگاه گروهى مددكار با مثنى ابن مخرمهء عبدى از بصره و گروهى از مدائن با كثير بن عمرو حنفى براى امداد اهل عراق وارد شدند . قلوب اهل عراق سخت بر اهل شام خشمناك و بر آنان حمله كردند سپس اجتماع نمودند و تكبير گفتند و جنگ به شدت درگير شد . بعدا رفاعة بن شداد بسوى صفهاى لشكر شام جلو رفت و رجزى را خواند كه مضمون آن توبه از ترك نصرت امام حسين بود . عبد اللَّه بن عوف ازدى ( به سكون زاء ) ميگويد : قتال شدت يافت و ضعف اهل عراق ظاهر گرديد . بعضى از آنان راجع به ترك قتال گفتگو كردند . گروهى موافق بودند و گروهى مىگفتند : اگر ما پشت بجنگ نمائيم شمشير دشمن بر ما مسلط مىشود . به قدر يك فرسخ فرار نخواهيم كرد مگر اينكه احدى از ما باقى نخواهد ماند . بلكه بايد تا شب جهاد كنيم ، وقتى شب فرا رسيد مىرويم . سپس عبد اللَّه بن عوف جلو آمد پرچم را بپاى داشت و شديدترين قتال را انجام دادند . گروهى از اهل عراق كشته شدند و جمعيت آنان پراكنده شد و مردم متفرق شدند لشكر عراق بازگشت نمودند تا از طرف صحرا به قرقيسا رسيدند . سعد بن حذيفه وارد :