العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
353
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
سپس سليمان برخاست و آن لشكر را موعظه و يادآور عالم آخرت نمود . و گفت : اگر من كشته شدم امير شما مسيب بن نجبه ( بفتح نون و جيم ) خواهد بود . اگر او نيز كشته شد امير لشكر شما عبد اللَّه بن سعد بن نفيل ( بضم نون ) مىباشد . اگر او هم كشته گرديد برادرش خالد بن سعد سر لشكر است . و اگر خالد هم كشته شود عبد اللَّه بن وأل امير است . اگر ابن وأل نيز كشته گردد رفاعة بن شداد امير باشد . پس از اين جريان سليمان مسيب بن صرد نجبه را با تعداد چهار هزار سوار بعنوان پيشاهنگ فرستاد و گفت : بلشكر شام شبيخون بزنند . حميد ( بضم حاء ) بن مسلم ميگويد : من نيز با آنان بودم . ما مدت يك شبانه روز راه رفتيم و موقع سحر پياده شديم . مختصرى خوابيديم و پس از اينكه نماز صبح را خوانديم و سوار شديم . لشكر پراكنده شدند و تعداد صد سوار با او باقى ماندند . او با اعرابى ملاقات كرد و گفت : مساحت بين ما و اين گروه چقدر است ؟ گفت : يك ميل . اين لشكر شراحيل بن ذى الكلاع است كه با چهار هزار نفر از طرف عبيد اللَّه ابن زياد آمدهاند . پس از ايشان نيز حصين بن نمير ( بضم حاء و نون و فتح صاد ) با تعداد چهار هزار نفر خواهند آمد . بعد از آن صلت بن ناجيهء غلابى با چهار هزار نفر نيز مىآيند . كليهء لشكر با عبيد اللَّه در : رقه ميباشند . لشكر سليمان حركت كردند تا بر لشكر شام مشرف گرديدند . مسيب به ياران خود گفت : حمله كنيد بلشگر شام ! وقتى لشكر عراق حمله كردند لشكر شام دچار شكست گرديدند و گروه فراوانى از آنان كشته شدند . لشكر عراق غنيمت بزرگى از آنان بدست آوردند . سپس مسيب به آنان دستور مراجعت داد و آنان نزد سليمان برگشتند . موقعى كه اين خبر بابن زياد رسيد حصين بن نمير را بسوى لشكر عراق اعزام نمود و بقدرى لشكر بدنبال او فرستاد كه تعداد آنان به بيست هزار ( 000 ، 20 ) نفر رسيد . ولى تعداد لشكر عراق در آن روز فقط سه هزار و صد نفر بود .