العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

340

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

سپس مختار نظير يك پادشاه فرمانروا نهضت كرد و دست طولائى عليه دشمنان خدا از آستين بيرون آورد . استخوانهائى را شكست كه بوسيلهء فسق و فجور تغذى كرده بودند . اعضائى را قطع كرد كه بوسيلهء ميگسارى نشو و نماء نموده بودند . يك فضيلتى را بدست آورد كه شخصى از عرب و عجم به آن راه نيافت . داراى منقبتى شد كه هيچ شخص هاشمى بر آن سبقت نگرفته بود . ابراهيم بن اشتر در اين اوضاع با مختار شريك بود و ادعاى او را تصديق مينمود . ابراهيم در بارهء دين خود شكى نداشت و از نظر اعتقاد و يقين گمراه نبود . مختار و ابراهيم يك حكم دارند . من اكنون نابود شدن فجار را بدست مختار شرح مىدهم . اين موضوع را به اختصار مينويسم . من نام اين كتاب را : ذوب النضار في شرح الثأر نهادم . من اين كتاب را روى چهار موضوع پايه‌گذارى نمودم . خدا توفيق صواب دهد . خدا جزاء دهندهء روز قيامت است . موضوع يكم در بارهء حسب و نسب و قسمتى از احوال مختار او مختار بن ابو عبيد بن مسعود بن عمير ( بضم عين ) ثقفى است . مرزبانى گفته : ابن عمير بن عقدة بن عنزه . كنيهء مختار : ابو اسحاق بود . پدر مختار در جستجوى زنى نجيبه بود . وقتى زنان قبيلهء خودش را به او عرضه كردند نپذيرفت . تا اينكه شخصى بخواب ابو عبيد آمد و به او گفت : با دومة الحسناء الحومة ازدواج كن . زيرا در بارهء وى ملامتى نخواهى شنيد . وقتى اين خواب را براى خويشاوندان خود نقل كرد گفتند : اكنون كه اين مأموريت را پيدا كردى با : دومه دختر وهب بن عمير - ابن معتب ( بضم ميم و فتح عين و تاء با تشديد ) ازدواج كن . هنگامى كه آن زن به مختار حامله شد گفت : در عالم خواب ديدم گوينده‌اى ميگفت : 1 - ابشرى بالولد * اشبه شىء بالاسد 2 - اذا الرجال في كبد * تقاتلوا على بلد كان له الحظ الاشد