العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

314

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

بزرگ آنان به شهر بانو دختر يزدجرد اشاره كرد . ولى او صورت خود را پوشانيد و نپذيرفت . به او گفته شد : اى بزرگ قوم خود ! تو كداميك از اين خواستگاران خود را انتخاب ميكنى ؟ آيا راضى هستى شوهر كنى ؟ وى سكوت اختيار كرد . حضرت امير عليه السلام فرمود : او راضى هست ولى بعدا شوهر انتخاب خواهد كرد . زيرا سكوت وى موجب رضايت اوست . وقتى براى دومين بار به او گفتند : چه كسى را انتخاب ميكنى ؟ گفت : اگر من در امر ازدواج آزاد باشم غير از حسين كه نوريست ساطع و شهابى است درخشنده كسى را انتخاب نميكنم . حضرت امير به شهر بانو فرمود : تو چه كسى را براى سرپرستى خود قبول دارى ؟ گفت : تو را . امير المؤمنين : على به حذيفه دستور داد تا خطبه را بخواند . او خطبه را خواند و شهربانو با امام حسين ازدواج كرد . ابن كلبى ميگويد : حضرت امير حريث بن جابر حنفى را بسوى مشرق فرستاد . او دختر يزدجرد شهريار بن كسرى را بجانب حضرت امير فرستاد . حضرت على شهربانو را به امام حسين عطا كرد . شهربانو حضرت امام زين العابدين را متولد كرد . شخصى ديگر غير از ابن كلبى گفته : حريث دو دختر از يزدجرد بسوى حضرت امير فرستاد . آن بزرگوار يكى از آنان را به امام حسين عطا فرمود و على بن الحسين متولد شد . دختر ديگر يزدجرد را به محمّد بن ابو بكر عطا كرد و قاسم بن محمّد متولد گرديد . پس بنا بر اين : امام زين العابدين و قاسم بن محمّد خاله‌زاده‌اند . 4 - نيز در كتاب : مناقب مينويسد : پسران امام حسين عليه السلام عبارت بودند از : على اكبر شهيد كه مادرش : برّه دختر عروة بن مسعود ثقفى بود . على اوسط كه امام بود و على اصغر كه مادرشان شهربانو بود . محمّد و عبد اللَّه كه شهيد شد مادر آنان : رباب دختر امرء القيس بود . جعفر كه مادرش از قبيلهء :