العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
207
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
شكست و او داخل جزيرهاى گرديد و ناگاه با شيرى مواجه شد گفت : اى شير ! من غلام پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله ميباشم . آن شير در مقابل او همهمه كرد تا اينكه راه را به وى نشان داد و خود آن شير در يك طرف ايستاد . تو به من اجازه بده تا بروم آن شير را از اين منظورى كه اين گروه براى فردا دارند آگاه نمايم . فضه نزد آن شير رفت و گفت : اى ابا الحارث ! وقتى آن شير سر خود را بلند كرد فضه گفت : آيا ميدانى اين گروه فردا ميخواهند چه عملى با جسد امام حسين انجام دهند ؟ تصميم دارند : پشت مبارك او را پايمال سم ستور نمايند . آن شير آمد و دستهاى خود را روى جسد مقدس امام حسين نهاد . وقتى آن گروه آمدند و با اين منظره مواجه شدند ابن سعد گفت : اين يكنوع فتنهاى است ، مبادا آن را بر انگيزيد بر گرديد ! آن گروه برگشتند . 18 - نيز در همان كتاب از مصقلة بن طحان روايت مىكند كه گفت : از امام جعفر صادق عليه السلام شنيدم ميفرمود : وقتى امام حسين شهيد شد زوجهء كلبيهء آن حضرت برايش عزادارى كرد : ما بقى زنان و خدمتگزاران بقدرى گريه كردند كه اشك چشمشان خشك و خلاص شد . ولى آن زوجهء كلبيه ديد چشم يكى از كنيزانش اشك ميريزد او را صدا زد و گفت : چه شده كه فقط چشم تو در ميان ما اشك دارد ؟ گفت : وقتى ناتوان شدم مقدارى قاووت خوردم ، آن بانوى كلبيه پس از اين جريان دستور داد تا غذا و قاووت بمصيبتزدگان دادند ، گفت : ما اين عمل را براى اين انجام ميدهيم تا براى گريستن به امام حسين تقويت شويم . راوى ميگويد : يك ظرف عطر براى زوجهء كلبيهء امام حسين عليه السلام بعنوان هديه فرستاده شد تا بوسيلهء آن در عزاى امام حسين استعانت كند . وقتى چشم آن بانو بظرف عطر افتاد فرمود : اين چيست ؟ گفتند : هديهاى است كه فلانى فرستاده تا تو بوسيلهء آن در عزاى امام حسين استعانت نمائى . گفت : ما كه مشغول