العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

20

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

عملى كه انجام داده‌ام توبه مىكنم ، آيا اين توبه من پذيرفته مىشود ؟ امام حسين عليه السلام در جوابش فرمود : آرى ، خدا توبهء تو را قبول مىكند . اكنون پياده شو . حر گفت : من براى تو سوارى باشم بهتر است از اينكه پياده باشم . ميخواهم همين طور كه بر فراز اسب خود هستم ساعتى براى تو جهاد نمايم . آخر الامر كار من به پياده شدن موكول خواهد شد ( يعنى شهيد خواهم شد ) امام عليه السلام فرمود : هر عملى كه مىخواهى انجام بده ، خدا تو را رحمت كند . حر در جلو امام حسين عليه السلام آمد و گفت : اى اهل كوفه ! مادرانتان در عزاى شما گريان شوند . اين بندهء نيكوكار خدا را دعوت كرديد و او نزد شما آمده است . شما ميخواستيد مطيع وى شويد و جانهاى خود را بوسيلهء قتال در راه او فدايش كنيد . اكنون به او هجوم آورده‌ايد كه وى را شهيد نمائيد ، راه تنفس را بر او مسدود و از هر طرفى او را احاطه كرده‌ايد تا مانع شويد و نگذاريد متوجه شهرهاى وسيع خدا گردد . وى اكنون در دست شما نظير اسير را است ، نميتواند جلب منفعت كند يا ضررى را دفع نمايد . آب جارى فرات كه يهود و نصارا و مجوس از آن مىآشامند . خوك و سگان آنان در آن آب مىغلطند به روى او و زنان و كودكان و اهل عيالش بسته‌ايد . اكنون ايشانند كه تشنگى آنان را از پاى در آورده است . بعد از حضرت محمّد چقدر با ذرّيهء او بد رفتارى كرديد ! خدا شما را در روز تشنگى يعنى روز قيامت سيراب نكند ! گروهى از لشكر كفار به او حمله كردند و تيربارانش نمودند ، وى برگشت و در مقابل امام حسين عليه السلام قرار گرفت . عمر بن سعد فرياد زد : اى دريد ! پرچم را نزديك بياور ! پس از اينكه پرچم را نزديك آورد عمر تيرى به چلهء كمان نهاد و پرتاب كرد . سپس گفت : همه شاهد باشيد ، اول كسى كه از اين مردم تيراندازى كرد من بودم . محمّد بن ابو طالب ميگويد : ياران ابن سعد عموما يكى يك تير انداختند .