العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
193
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
و آن را معطر نمود پس از اينكه بر آن نماز خواند آن را در قبرستان مسلمين دفن كرد . هنگامى كه عمر بن عبد العزيز بر جايگاه خلافت جلوس كرد شخصى را براى طلب سر مبارك امام حسين در آن مكان فرستاد . وقتى از جريان آن سر و آن موضعى كه در آن دفن شده بود آگاه شد دستور داد تا آن موضع را شكافتند و آن سر مقدس را بيرون آوردند . خدا بهتر ميداند كه بعدا آن سر را كجا بردند . ظاهرا آن سر مبارك را بكربلا فرستاده تا با جسد دفن شده باشد . مؤلف گويد : اين اقوالى كه نقل شد از اهل تسنن بود . ولى مشهور بين علماى شيعهء اماميه اين است كه سر مبارك امام حسين با جسد مقدسش دفن شده . آن سر را على بن الحسين مسترد كرده است . اخبار فراوانى وارد شده كه سر مقدس امام حسين نزد قبر امير المؤمنين دفن گرديده كه بعضى از آنها خواهد آمد . خدا بهتر ميداند . شيخ مفيد و صاحب مناقب مينگارند : روايت شده : يزيد به اهل بيت حسين عليه السلام پيشنهاد داد كه در دمشق بمانند . ولى آنان نپذيرفتند و گفتند : ما را بسوى مدينه باز گردان ، زيرا محل هجرت جد ما صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىباشد . يزيد به نعمان بن بشير كه از صحابهء رسول خدا بود گفت : آنچه كه براى اين زنان صلاح است مجهز كن و مرد امين و نيكوكارى را از اهل شام با ايشان روانه كن . سواران و ياورانى را با ايشان بفرست . سپس يزيد لباسهائى به اهل بيت داد ، به آنان بذل و بخشش كرد ، زاد و توشهء راه براى آنان مهيا نمود . بعدا يزيد امام زين العابدين را خواست و گفت : خدا پسر مرجانه را لعنت كند ، به خدا قسم اگر من با حسين مصاحب ميبودم هر خواهشى كه از من ميكرد ميپذيرفتم و او را تا حدودى كه مقدورم بود از شهيد شدن نجات ميدادم . و لو اينكه به قيمت جان بعضى از فرزندانم تمام ميشد . ولى خدا آن طور كه ديدى قضاوت كرد . هر حاجتى كه دارى از من بخواه ، سپس سفارش اهل بيت را به مأمورى كه ميخواست