العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
172
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
محفر بن ثعلبه است كه افراد لئيم را نزد امير المؤمنين آورده است . حضرت سجاد در جوابش فرمود : هيچ مادرى فرزندى نزائيده كه از محفر شريرتر و لئيمتر باشد . در كتاب : مناقب اضافه كرده كه فرمود : ولى خدا پسر مرجانه را زشت كند عبد الرحمن بن حكم ( بفتح حاء و كاف ) كه در مجلس يزيد بود گفت : 1 - لهام بجنب الطف ادنى قرابة * من ابن زياد العبد ذى النسب الوغل 2 - سمية امسى نسلها عدد الحصا * و بنت رسول اللَّه ليست بذى نسل 1 - يعنى سرى كه در كنار فرات جدا شد از لحاظ قرابت نزديكتر است از ابن زياد كه غلامى است داراى حسب و نسب پست . 2 - تعداد نسل سميه ( بضم سين و فتح ميم ) بشمارهء ريگها رسيده است . ولى دختر پيغمبر خدا نسلى ندارد . يزيد گفت : آرى ، خدا پسر مرجانه را لعنت كند كه يك چنين اقدامى را بر عليه حسين پسر فاطمه كرد . اگر من با حسين روبرو ميبودم هيچ چيزى را از من نميخواست مگر اينكه به او ميدادم . من او را بقدرى كه مقدورم بود از شهيد شدن نجات ميدادم . و لو اينكه بعضى از فرزندانم در اين باره هلاك ميشدند . ولى خدا در بارهء امرى قضاوت كرد كه چارهاى نبود . در روايت ديگرى ميگويد : يزيد آهسته به گوش عبد الرحمن گفت : سبحان اللَّه ! آيا در يك چنين موضعى نبايد سكوت كنى ! ؟ شيخ مفيد مينويسد : هنگامى كه سر شهيدان كربلا كه سر مبارك امام حسين هم در ميان آنها بود نزد يزيد نهاده شدند يزيد گفت : نفلِّق هاما من اناس اعزة * علينا و هم كانوا اعق و نظلما يعنى سر افراد مقتدرى را كه بر ما تكبر ميكردند و نسبت بما عاق و ظالم بودند ميشكافيم . يحيى بن حكم ( بفتح حاء و كاف ) همان سخنى را گفت كه