العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

144

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

سپس آن بانوى مصيبت زده آرام شد . سيد بن طاوس ميگويد : ام كلثوم دختر حضرت امير در آن روز از پشت پردهء خود در حالى كه گريان بود شروع بسخنرانى كرد و فرمود : اى اهل كوفه اف بر شما ، براى چه حسين را تنها نهاديد ، او را شهيد كرديد ، اموال وى را به تاراج برديد و وارث او شديد ، زنان او را اسير و خود او را اذيت و آزار كرديد ! ؟ هلاك و نابودى بشما نصيب شود ! ! واى بر شما آيا ميدانيد دچار چه داهيه‌اى شده‌ايد ؟ چه روز و وبالى بدوش گرفته‌ايد ؟ چه خونهائى را ريخته‌ايد ؟ چه زنان پرده‌نشينى را خارج و اسير كرده‌ايد ؟ چه دخترانى را به اسارت آورده‌ايد ؟ چه اموالى را به يغما برده‌ايد ؟ بهترين مردان بعد از پيغمبر را كشتيد ! رحم و مروت از قلوب شما گرفته شده است ! آگاه باشيد كه حزب خدا رستگارند و حزب شيطان زيانكار خواهند بود سپس اشعارى را خواند كه مطلع آنها اين است . 1 - قتلتم اخى صبرا فويل لامكم * ستجزون نارا حرها يتوقد 1 - يعنى شما برادر مرا كشتيد ، من صبر ميكنم ، واى بر مادران شما ! به زودى دچار آتشى ميشويد كه حرارت و شعلهء آن افروخته خواهد بود . 2 - شما خونهائى را ريختيد كه خدا و قرآن و محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ريختن آنها را حرام كرده‌اند . 3 - آگاه باشيد ، مژده باد شما را به آتش جهنم ، حتما شما فرداى قيامت در دوزخ بطور دائمى خواهيد بود . 4 - و من تا زنده باشم در عزاى برادرم گريه ميكنم همان برادرى كه بعد از پيامبر خدا بهترين شخص بود . 5 - يك نوع اشگى مىريزم كه بر گونهء صورتم ميريزد و خشك نميشود راوى ميگويد : صداى مردم بگريه و ناله بلند شد ، زنان همه موى سر خود را پريشان كردند و خاك مصيبت بسر ريختند : صورت خود را خراشيدند . لطمه