العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
12
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
براى شما صلاح است مرا شهيد كنيد و نسبت به من هتك احترام نمائيد ؟ آيا من پسر پيغمبر شما و پسر وصى و ابن عم او نيستم ؟ همان پسر عمى كه اولين شخصى بود كه پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را از نظر آنچه كه از طرف خدا آورده بود تصديق كرد . آيا حضرت حمزه كه سيد الشهداء بود عموى من نيست ؟ آيا جعفر طيار كه در بهشت با پرهاى خود پرواز مىكند عموى من نيست ؟ آيا اين موضوع به گوش شما نرسيده كه پيغمبر خدا در بارهء من و برادرم فرمود : هذان سيدا شباب اهل الجنة يعنى اين دو جوان بزرگ جوانان اهل بهشت ميباشند . اگر سخن مرا تصديق نمائيد حق را پذيرفتهايد . زيرا من از آن موقعى كه دانستم خدا دشمن دروغگو است هرگز دروغ نگفتهام . و اگر مرا تكذيب ميكنيد افرادى در ميان شما هستند كه اگر راجع به اين موضوع از آنان جويا شويد بشما خبر خواهند داد . برويد از جابر بن عبد اللَّه انصارى ، ابو سعيد خدرى ( بضم خاء و سكون دال ) ، سهل بن سعد ساعدى ، زيد بن ارقم و انس بن مالك جويا شويد تا بشما خبر دهند كه اين مقاله را در باره من و برادرم از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيدهاند . آيا يك چنين موضوعى شما را از ريختن خون من جلوگيرى نميكند ! ؟ شمر بن ذى الجوشن به امام حسين گفت : او خدا را با شك و ترديد عبادت مىكند اگر بداند چه ميگويد « 1 » حبيب بن مظاهر به شمر گفت : به خدا قسم
--> ( 1 ) عبارت عربى اين است : فقال له شمر بن ذى الجوشن : هو يعبد اللَّه على حرف ان كان يدرى ما تقول . مترجم گويد : بعضى از مترجمين در بارهء ترجمه اين عبارت شرح و بسطهائى دادهاند . ولى به نظر حقير اگر بگوئيم : كلمهء : تقول كه مفرد مخاطب است مفرد مغايب يعنى يقول بوده است احتياجى به آن شرح و بسطها نيست و ترجمه همان مىشود كه در متن بالا شده است . زيرا اين احتمال ميرود كه نساخ اشتباه كرده و كلمهء : يقول را تقول نوشته باشند - و از طرفى هم چون ضمير : هو كه در اول عبارت است مفرد مغايب مىباشد لذا با كلمهء : يقول كه نيز مفرد مغايب است تناسب بيشترى دارد .