العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
115
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
بهام سلمه داد كه از همان تربت بود . آن را در ميان شيشه ديگرى نهاد و بهام سلمه فرمود : هر گاه ديدى اين تربت به خون تبديل شد بدان كه من شهيد شدهام . ام سلمه ميگويد : وقتى روز عاشورا فرا رسيد و من بعد از ظهر به آن دو شيشه نظر كردم ديدم پر از خون شدهاند ! من از اين منظره شروع بصيحه كردم . در آن روز هيچ سنگ و ريگى را بلند نمىكردند مگر اينكه خون تازه در زير آن يافت ميشد ! نيز از جمله معجزات امام حسين عليه السلام اين است كه امام زين العابدين عليه السلام ميفرمايد : در آن شبى كه پدرم صبح آن شهيد شد آن حضرت در ميان اصحاب خود برخاست و فرمود : اين گروه مرا ميخواهند ، نه شما را ، اگر مرا بكشند بشما كارى ندارند . پس شما خود را نجات دهيد ! من بيعت خود را از گردن شما برداشتم . زيرا اگر شما فردا صبح با من باشيد عموما كشته خواهيد شد . ايشان گفتند : ما تو را رها نخواهيم كرد . بعد از تو زندگى نمىخواهيم . امام فرمود : كليهء شما كشته خواهيد شد و از شما احدى نجات پيدا نمىكند . و همانطور شد كه آن حضرت خبر داده بود . 28 - در كتاب : ارشاد از حضرت على بن الحسين روايت مىكند كه فرمود : ما با امام حسين خارج شديم . آن حضرت در هر منزلى كه پياده ميشد و از هر منزلى كه حركت ميكرد حضرت يحيى بن زكريا و شهادت او را ياد آور ميشد . يك روز آن بزرگوار فرمود : يكى از موضوعاتى كه بىارزشى دنيا را ثابت مىكند اين است كه سر مبارك يحيى بن زكريا بعنوان هديه براى زنى از زنان بد عمل بنى اسرائيل فرستاده شد ؟ ! امام حسين عليه السلام در روز شنبه ، دهم محرم الحرام سنهء - 61 - قمرى ، بعد از نماز ظهر در حالى از دنيا رفت كه شهيد ، مظلوم ، تشنه ، صابر و در انتظار ثواب پروردگار بود . سن امام حسين در آن روز - 57 - سال بود . مدت هفت سال