اسد حيدر ( مترجم : حسن يوسفى اشكورى )

20

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي )

حد اقل يك سند نگاشته باشد ، هر چند كه گاه متأسفانه مآخذ را ذكر نكرده است . امتياز ديگر كتاب بررسى و تحقيق عالمانه و منصفانه نويسنده است كه در حد قابل قبولى صورت گرفته است . مىدانيم كه در جدالهاى فكرى و اعتقادى و فرقه‌اى ، رعايت عدل و انصاف و بىطرفى محض كارى است محال و دست كم بسيار مشكل و ديرياب . تعصبها و پيشداوريها و جزميت‌گراييها سبب مىشود كه هر مذهب و فرقه‌اى خود را حق مطلق بداند و تمامى عقايد و آراء و شعائر خود را صددرصد درست و منطبق با حق بشمرد و ديگران را باطل محض معرفى كند ، و در تاريخ اسلام اين نوع تفكر جزمى مصائب بزرگ و اختلافات عظيم و حتى خونريزيهاى هولناك پديد آورده است ، چنان كه نويسنده در اين كتاب به خوبى اين واقعيت تلخ را نشان داده است . با اينكه نويسنده يك عالم شيعى است و در تشيع نيز كاملا راسخ و استوار است ، در عين حال كوشيده است كه در دفاع از تشيع و يا در نقد و رد عقايد و آراى ديگر مذاهب فقهى و يا كلامى اسلامى جانب اعتدال و انصاف علمى را نگه دارد و تلاش كرده است كه سخنى بىدليل نگويد و ادعايى سست و بىسند مطرح نكند . احتمالا همين انگيزه و دغدغه نويسنده سبب شده است كه در هركجا ، و لو به عنوان يك جمله معترضه و كاملا حاشيه‌اى ، نكته‌اى و مطلبى طرح مىكند ، توضيح و استدلالى نيز براى آن نكته در پى مىآورد ، و اين در حالى است كه نويسنده در نظر دارد كه در جاى خود به تفصيل به آن مطلب بپردازد ؛ هر چند كه اين شيوه خود بر اطناب و بىنظمى كتاب افزوده است . ويژگى ممتاز ديگر نويسنده در اين كتاب ، ديد سياسى و تحليلى اوست و اين خصوصيت كتاب را خواندنىتر و روشنگرتر كرده است . اين سخن به اين معناست كه نويسنده صرفا به ادعاها و يا نقل خشك حوادث تاريخى بسنده نكرده ، بلكه كوشيده است در وراى رويدادهاى اجتماعى و سياسى و حتى حوادث علمى و فقهى و اعتقادى محض ، انگيزه‌هاى سياسى قدرتمندان و خداوندان زمين و زمان را نيز كشف كند و به نمايش بگذارد . وى در اين هدف به خوبى از عهده بر آمده و به استناد واقعيتهاى