السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
92
سيره معصومان ( فارسي )
دندانههاى شانه با هم برابرند . انسان به وسيلهء برادرش فزونى يابد . دوستى با كسى كه براى تو آنچه را كه براى خود مىخواهد در نظر نمىگيرد ، فايدهاى ندارد . هر كدام از برادرانت كه سه بار بر تو خشمگين گشت و حرف بدى به تو نگفت ، او را براى خود ذخيره بشمار . بر مردم زمانى آيد كه چيزى كميابتر از رفيق دل آرام و كسب يك درهم از حلال نيست . هر كه خود را در موضع تهمت قرار دهد نبايد بدگمان به خود را سرزنش كند و هر كه راز خود را نهان دارد اختيارش به دست خود اوست و هر رازى كه از دو كس گذشت فاش شود . كار برادر خود را بر بهترين صورت حمل كند و سخنى را كه از دهان برادرت در آيد تا محمل خيرى براى آن پيدا مىشود به بد تفسير مكن . بر تو باد به دوستى به برادران صديق كه آنان ذخيرهء روزگار راحت و سپر دوران بلايند . و در سخنت با كسانى مشورت كن كه از خدا مىترسند . برادران خويش را به ميزان تقوايى كه دارند دوست بدار . از زنان بد بپرهيز و از خوبانشان بر حذر باش . كسى از شما به حقيقت ايمان نرسد تا بيگانهترين مردم از خود را براى خدا دوست بدارد و نزديكترين مردم را به خود ، براى خدا دشمن دارد . چشمپوشى و گذشت زيبا آن است كه بر گناه كيفر نكنى و صبر نيكو آن است كه در آن شكايت نباشد . در هر كه چهار چيز باشد مؤمن است : راستگويى ، حيا ، خوشخويى و شكرگزارى . چون مرد از سى سالگى گذشت ميانه سال است و چون از چهل گذشت پير است . حشمت ميان خود و برادرت را از ميان مبر و آن را باقى گذار . زيرا از بين رفتن حشمت بىآزرمى است و پايندگى آن پايندگى دوستى است . به آن حضرت عرض شد : آيا در عقيق خلوت گزيدهاى ؟ انزوا اختيار كردهاى ؟ فرمود : اگر تو شيرينى تنهايى را چشيده بودى از خودت هم مىهراسيدى ، سپس فرمود : كمترين بهرهاى كه بنده از تنهايى نصيبش مىگردد آسودگى از مدارا و سازش با مردم است . خدا درى از دنيا به روى بندگانش نگشايد جز اين كه دو برابر بر حرصش بيفزايد . از آن حضرت ( ع ) سؤال شد راه آسايش چيست ؟ فرمود : در مخالفت با هواى نفس پرسش شد : چه وقت بنده راحت مىيابد ؟ فرمود : از نخستين روزى كه به بهشت رود . با شتاب راه رفتن بهاى مؤمن را ببرد و نورش را خاموش كند . آن حضرت ( ع ) به يكى از شيعيانش فرمود : چه باك است كه يكى از برادرانت از تو شكايت كند ؟ گفت بدين خاطر از من شكايت دارد كه تمام حقم را از او گرفتهام . آن حضرت خشمناك نشست و فرمود : گويا تمام حقت را كه از او گرفتى به وى بد نكردى آيا به تو نشان دهم كه خداوند از مردمى كه از بدى حساب انديشناكند ، چه مىگويد ؟ يعنى مىترسند خدا بر آنها به ناحق حكم كند ؟ نه . بلكه مىترسند خدا حساب تمام از آنها بكشد و خدا آن را بد حسابى ناميده پس هر كه