السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

73

سيره معصومان ( فارسي )

روانه شو . امام نيز برخاست و از مجلس منصور بيرون آمد . ربيع گويد : در پى امام ( ع ) روانه شدم و به او رسيده عرض كردم : پيش از تو چيزى ديدم كه قبل از آن نديده بودم و بعد از تو كارى ديدم كه هيچ‌گاه نديده بودم . به هنگامى كه نزد منصور رفتى چه گفتى ؟ فرمود : اين دعا را خواندم . دعاى دفع ظالم « اللهم احرسني بعينك التى لا تنام و اكنفنى ببركتك الذي لا يرام و اغفر لى بقدرتك على و انت رجايى اللهم انت اكبر و اجل مما اخاف و احذر اللهم بك ادفع فى نحره و استعيذ بك من شره » . و در روايتى آمده است : « و اكنفنى بكنفك الذي لا يرام و لا يضام » . احاديثى كه در حلية الاولياء از طريق امام صادق ( ع ) نقل شده است محمد بن عمر بن سالم از قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد بن عبد الله بن محمد بن عمر بن على بن ابى طالب از پدرم از پدرش از امام صادق ( ع ) از پدرش از على بن حسين از على ( ع ) نقل كرده است كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : آن كه خداوند او را از ذلت گناهان به عزت تقوا انتقال دهد ؛ او را بدون ثروت بىنياز و بدون قبيله عزيز كرده و بدون مونس و همنشين وى را آرام بخشيده است . و كسى كه از خدا بترسد ، خداوند كارى مىكند كه همه چيز از او بترسند و كسى كه از خدا نترسد خداوند او را از هر چيزى مىترساند ، و كسى كه به رزق اندك از خدا راضى شود خدا هم از عمل اندك او خشنود مىگردد ، و كسى كه در طلب معيشت عار نداشته باشد مخارجش بر او سبك گردد ، چرخ كارهايش به گردش افتد و خانواده‌اش در نعمت قرار گيرند ، و كسى كه در دنيا زهد پيشه كند خداوند حكمت را در قلبش استوار و زبانش را بدان گويا مىكند و او را به سلامت ، از دنيا به سراى آخرت بيرون مىبرد . همچنين در همين كتاب از جعفر بن محمد از پدرش از جدش از على ( ع ) نقل شده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : اى على ! از فرياد مظلوم انديشه كن زيرا خداوند حق او را خواستار مىشود و بدان كه خداوند از حق هيچ صاحب حقى ممانعت نمىكند . قاضى ابو بكر محمد بن عمر بن سلم از جعفر بن محمد از پدرش از على بن حسين نقل كرده است كه گفت : روزى پيامبر خدا ( ص ) را مشاهده كردم كه براى ياران خويش سخنرانى مىكرد و مىفرمود : اى مردم گويى مرگ در اين دنيا براى ديگران مقدر شده و گويى حق در آن براى ديگران واجب گشته است . كسانى را كه ما پيكرشان را تشييع مىكنيم گويى به مسافرتى مىروند و اندكى بعد به سوى ما بازمىگردند ، ميراث آنان را مىخوريم كه گويى ما در اين جهان پس از ايشان جاودان زيست مىكنيم . هر پند و اندرزى را از ياد مىبريم و از