السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
42
سيره معصومان ( فارسي )
پيش نگيرد و جز با گذشت يك روز ديگر از عمرش . كدام لقمهاى است كه گلوگيرى ندارد ؟ و كدام نوشابهاى است كه در حنجره گره نخورد ؟ جايى را كه بدان وارد مىشويد از آنجا كه كوچ مىكنيد آباد نماييد . امروز غنيمت است اما نمىدانى فردا از آن كيست . مردم مسافرند و بار خود را در جهان ديگر بگشايند . ريشههاى ما از ميان رفتند و ما شاخ و برگ آنانيم . شاخه را پس از قطع ريشه چه بقايى است ؟ كجايند كسانى كه طول عمر آنان از ما درازتر و آرزوهايشان از ما دور تر بود ؟ اى زادهء آدم ! آنچه بر بازگرداندش توانايى ندارى ، اينك به سويت آمد و آنچه نمىتوانى از دستت رفت . خوشگذرانى را خوشى مشمار تو از آن لذتى نمىبرى مگر آنكه به مرگت نزديك كند و به اجلت بكشاند . پندارى تو دوستى گمشده و شخصى مرده و ربوده هستى . پس از خود مراقبت كن و از جز او درگذر و از خدا يارى جو ، او ياريت دهد . هر كه چنان كند كه به او كردهاند پاداش داده و هر كه دو برابر آن را انجام دهد شكرگزارى كرده و هر كه شكر كند كريم است . و آن كس كه دانست هر چه كند با خود كرده در سپاسگزارى از مردم كندى نكند و مهر آنان را زياده نخواهد پس از ديگرى سپاس آنچه به خود كرده و آبرويت را بدان نگه داشتهاى مخواه . بدان كسى كه به طلب حاجت نزد تو آمده آبروى خويش را در برابر تو حفظ نكرده پس تو هم آبرويت را از رد نكردن او حفظ نما . خداوند بندهء مؤمنش را با بلا مورد رسيدگى و لطف قرار مىدهد همان گونه كه غايبى براى اهل خود هديهاى مىفرستد و او را از دنيا پرهيز مىدهد همان گونه كه پزشك ، بيمار را پرهيز مىدهد . شيعيان على ( ع ) آنانند كه در راه ولايت ما به يكديگر بخشش دارند و به خاطر محبت ما به يكديگر دوستى مىورزند و براى زنده داشت امر ما به ديدار يكديگر مىروند . كسانىاند كه چون در خشم شوند ستم روا ندارند و چون خشنود گردند اسراف نورزند ، آنان بركت همسايگانند و دوست معاشران . تنبلى و كسالت به دين و دنيا زيان مىرساند . اگر سائل مىدانست در گدايى چيست احدى از احدى سؤالى نمىكرد و اگر آنكه از او سؤال شده مىدانست در رد سؤال چيست هيچگاه كسى از كسى دريغ نمىداشت . به راستى خداوند را بندگانى است با ميمنت و دارا ، كه زندگى مىكنند و مردم نيز در كنار آنها زندگى مىكنند . آنان در ميان ديگر بندگان خدا مانند بارانند . و نيز خداوند را بندگانى است ملعون و كج خلق و تيره بخت كه نه خود زندگى مىكنند و نه مردم در كنار آنها به سر مىبرند ، اينان در ميان ديگر بندگان خدا مانند ملخ باشند كه بر چيزى در نيفتند جز آنكه نابودش سازند . به مردم بهتر از آن چيزى كه مىخواهيد به شما بگويند بگوييد ، زيرا خداوند بسيار لعنت كن دشنام ده و طعنه زن بر مؤمنان و نيز دشنام ده بىآبرو و گداى سمج را دشمن دارد و بندهء با حيا و بردبار عفيف و پارسا را دوست مىدارد . همانا خداوند فاش و بلند سلام گفتن را دوست دارد . روزى آن حضرت ( ع ) از كسانى كه در محضرش بودند ، پرسيد : مروت چيست ؟ آنان