السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )
74
سيره معصومان ( فارسي )
داشت . 2 - على اوسط . 3 - على اصغر زين العابدين ، كه مادرش به نام شاهزنان يا ملكة النساء دختر كسرى يزدگرد پادشاه ايران بود . به گفتهء شيخ مفيد ، على اكبر زين العابدين بوده و على اصغر در كربلا به شهادت رسيده است . اما روايت اول كه مىگويد على اكبر به شهادت رسيده مشهورتر است . 4 - محمّد . 5 - جعفر كه در حيات پدرش از دنيا رفت ، و فرزندى از خود بر جاى نگذاشت . مادرش از قبيلهء قضاعيه بود . 6 - عبد اللّه شيرخوار كه در دامان پدر خود به وسيلهء تير به شهادت رسيد . 7 - سكينة ، كه نام مادر او و مادر عبد اللّه ، رباب ، دختر امرئ القيس بن عدي بن اوس بن جابر بن كعب بن عليم كه از قبيلهء كلبيهء معديه بوده است . 8 - فاطمه ، كه مادرش ام اسحاق دختر طلحة بن عبد اللّه از قبيلهء تيميه بود . 9 - زينب . درود و ثنا بر امام زين العابدين ( ع ) كه از ميان فرزندان امام حسين ( ع ) كه نسل آن حضرت از وى باقى مانده و نامش جاويد و سرمدى خواهد بود . مناقب آن حضرت در بخش پيشين ، در سيرهء امام حسن ( ع ) به گوشههايى از مناقب و فضايل آن حضرت اشاره كرديم ، كه در اين بخش احتياج به ذكر مجدّد آنها نخواهد بود . سخاوت و كرم امام روزى امام حسين ( ع ) بر اسامة بن زيد وارد شد . وى بيمار بود و به شدّت اظهار غم و اندوه مىكرد . امام علت آن را پرسيد ؟ وى در پاسخ گفت : شش هزار درهم بدهكار هستم . آن حضرت فرمود : من بر عهده مىگيرم كه اين مبلغ را بپردازم . وى گفت : من بيم دارم كه قبل از پرداخت بدهى خود از دنيا بروم . امام فرمود قبل از آنكه مرگت فرا رسد ، وام تو را پرداخت خواهم كرد . پس آن حضرت پيش از آنكه مرگ او فرا رسد وام او را ادا كردند . آنگاه كه مروان دستور داد ، فرزدق شاعر معروف از مدينه خارج شود ، وى به خدمت امام حسين ( ع ) رسيد . آن حضرت چهار صد دينار به او بخشيد . يكى از حاضرين رو كرد به امام و گفت : به شاعرى فاسق بخشش مىكنى ؟ فرمود : بهترين بخشش از مال آن است كه با آن آبروى خود را نگهدارى . رسول خدا ( ص ) به كعب بن زهير بخشش فرمود . و دربارهء عباس بن مرداس فرمود : او را از من دور سازيد ، تا زبانش از بدگويى به من قطع گردد . ابن عساكر در كتاب ، تاريخ دمشق ، آورده است كه شخص فقيرى از اطراف به مدينه آمده بود . در حالى كه قدم مىزد خود را به خانهء حسين بن على ( ع ) رسانيد . حلقهء در را به صدا درآورد ، و به گفتن شعر پرداخت : لم يخب اليوم من رجاك و من * حرك من خلف بابك الحلقه فأنت ذو الجود انت معدنه * ابوك قد كان قاتل الفسقه