السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )

65

سيره معصومان ( فارسي )

كتابت و نوشتن علوم نظريات گوناگونى وجود داشت . بسيارى از آنها اين امر را ناپسند ، و گروهى آن را روا مىدانستند و در انجام آن مىكوشيدند . از كسانى كه نگارش علم را نوعى فضيلت و نيكو مىپنداشتند على ( ع ) و حسن ( ع ) بودند . بدون ترديد چنانچه امر كتابت و نگارش نبود ، هيچ گونه آثارى از علوم و معارف بر جاى نمىماند ، و اين خود يكى از فضائلى است كه به على ( ع ) و فرزندش حسن ( ع ) اختصاص يافته است . دربارهء توحيد شيخ صدوق در كتاب التوحيد آورده است كه : مردى نزد امام حسن ( ع ) آمد و خطاب به او گفت : اى فرزند رسول خدا ، پروردگار خود را براى من توصيف كن ! چنان كه گويى او را مىبينم . آن حضرت ، پس از اندكى تفكر سر را بلند كرده ، گفت : سپاس خدايى را كه او اول است بىآنكه ابتداى آن معلوم باشد ، و آخر است . بدون آنكه پايان آن مشخص باشد . نه قبلى براى اوست تا بتوان وقت آن را تعيين كرد ، و نه بعدى كه محدود به وقتى باشد . نه مدتى كه پايان‌پذير شود ، و نه شخصى كه از ديگران ممتاز گردد . در صفات او اختلافى نيست كه محدود شود . عقول و اوهام قادر به درك او نخواهند بود . انديشهء وصف كنندگان و افكار و اذهان در توصيف او عاجز خواهند بود . پس هر كس او را وصف كند ، چنان است كه گويد او در چه زمانى است . نتوان گفت كه وجودش از چيست و از چه پديدار گرديده ، و در چه چيز مخفى است . موجودات را ترك نگويد . آفريدگان را پديد آورد . آغاز هر چيز از اوست و پيش از او هيچ چيز نبوده است . هر چيز را او ابداع فرمود . و آنچه اراده كرد به انجام رساند ، و بر وفق خواست خود بر مخلوقات بيفزود . اين بود صفات خداوند ، كه پروردگار جهانيان است . سخنان امام حسن ( ع ) در حكمت و ادب و موعظه هنگامى كه امام حسن ( ع ) بيمار بود و در اثر همان بيمارى از دنيا رحلت كرد ، يكى از ياران او به نام ، جنادة بن ابى اميه ، نزد آن حضرت آمد و گفت : اى فرزند رسول خدا ، مرا پند و اندرز دهيد . امام حسن ( ع ) فرمود : براى سفر آخرت ، خود را آماده ساز و پيش از آنكه مرگت فرا رسد ، توشهء خود را تهيه كن . بدان ، همانطور كه تو در جستجوى دنيا هستى مرگ نيز به دنبال توست . امروز را درياب و دربارهء روز آينده انديشه مكن . بدان ، چنانچه در جمع‌آورى ، بيش از بهرهء خود بكوشى ، تنها خزينه‌دار ديگران خواهى بود . بدان كه اموال دنيا را چنانچه از راه حلال به دست آورى ، به حساب آن رسيدگى خواهد شد . و چنانچه از راه حرام به دست آورى كيفر مىشوى . و اموالى كه توأم با شك و شبهه باشد به دنبال آن سرزنش خواهد بود . از اين رو دنيا را همچون مردارى بدان ، و به اندازهء احتياج خود از آن بهره گير . در اين صورت ، چنانچه حلال باشد ، با بىاعتنايى به آن زيان نكرده‌اى ، و چنانچه حرام باشد ، خود را از گناه دور ساخته‌اى ؛ و از مردار به اندازهء نيازت بهره گرفته‌اى و اگر انتقاد و سرزنشى در پى داشته باشد ، اين خود زودگذر و امرى آسان خواهد بود . در امر دنياى خود چنان باش كه گويى براى هميشه زنده خواهى بود ، و در اعمال مربوط به آخرت