السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )

40

سيره معصومان ( فارسي )

3 . از تعقيب شيعيان على ( ع ) خوددارى كند و امنيّت را براى آنان در نظر گيرد . حق تعرّض به هيچ يك از آنان را ندارد ، و حقوق هر يك از آنها را به خودشان واگذارد . 4 . يك ميليون درهم در ميان بازماندگان شهدايى كه در كنار امير المؤمنين در جنگهاى جمل و صفين كشته شده‌اند ، تقسيم كند و اينها همه بايد از محل خراج « دارابجرد » از بلاد فارس تأديه شود . الخ . ديگر از شرايط قرارداد اين بود كه : معاويه بايد ناسزا به امير المؤمنين و بدگوئى به او را در نماز ترك كند . ابن اثير مىگويد : معاويه از دشنام به على ( ع ) خوددارى نكرد ، تا اينكه از وى خواست كه اين امر را ترك كند ؛ هر چند كه در ظاهر به قبول آن تن در داد . اما هرگز به اين عهد وفا نكرد . متن قرارداد صلح ميان امام حسن ( ع ) و معاويه بسم اللّه الرحمن الرحيم ، اين قراردادى است كه به موجب آن ميان حسن بن على بن ابى طالب و معاوية بن ابى سفيان صلح بر قرار مىگردد ، و امر حكومت به معاويه واگذار مىشود . به اين شرط كه به كتاب خدا و سنّت پيامبر خدا ( ص ) عمل كند . معاويه حق ندارد كسى را براى حكومت به جانشينى خود انتخاب كند . مردم در هر گوشه از زمينهاى خداى تعالى شام يا عراق يا يمن و يا حجاز بايد در امن و امان باشند ، و ياران على ( ع ) را در هركجا باشند امان دهند و به هيچ يك از شيعيان على ( ع ) آسيبى نرسانند . ياران و شيعيان على ( ع ) از حيث جان و مال و زن و فرزند در امان ، و از هر گزندى محفوظ باشند ، و هيچ كس متعرض هيچ يك از آنان نشود ؛ و براى حسن بن على ( ع ) و برادرش حسين ( ع ) و هيچ يك از اهل بيت رسول اللّه ( ص ) چه در نهان و چه در آشكار هيچ بدى نخواهند و در امنيّت هيچ يك از آنها در هيچ منطقه‌اى اخلال نكنند . علاوه بر اينكه در اين عهدنامه ذات اقدس الهى را گواه گرفته‌اند ، گروهى از رجال قوم ، هم امضايش كردند . شيخ مفيد مىگويد : پس از امضاى قرارداد صلح معاويه به راه افتاد تا به سرزمين ، نخيله ، كه همان لشكرگاه كوفه بود وارد شد ، و چون آن روز جمعه بود ، نماز جمعه را هنگام ظهر با مردم به جا آورد ، و خطبه‌اى براى آنان ايراد كرد . بنا به نوشتهء ابو الفرج : معاويه قبل از ورود به كوفه در نخليه خطابهء مفصل خود را كه مآخذ تاريخى به جز چند قسمت برجستهء آن را ضبط نكرده‌اند ، ايراد كرد . در اينجا به ذكر قسمتهايى از اين خطبه كه دست يافته‌ايم مىپردازيم . معاويه در ميان كلمات خود چنين گفت : . . . و پس از اين همه ، بىگمان در هر امتى كه بعد از پيغمبرش اختلاف پديد آمد باطل بر حق پيروز گشت . در اينجا معاويه ناگهان دانست كه سخن نابجايى گفته و به زيان اوست و بىدرنگ به اصلاح آن پرداخت و گفت : مگر در اين امّت كه حق بر باطل غلبه يافت ! ! ، به گفته شيخ مفيد و ابو الفرج اصفهانى ، معاويه در خطبهء خود گفت : به خدا سوگند ، جنگ من با شما به اين منظور نبود كه نماز بگذاريد و روزه بگيريد و حج به جاى آوريد و زكات بپردازيد . با اينكه مىدانستم شما اين همه را به جاى مىآوريد ! من فقط بدين خاطر با شما به جنگ برخاستم كه بر شما حكمرانى كنم و زمام امر شما را به دست گيرم و اينك خدا مرا به اين خواسته نايل آورده است ، هر چند شما خوش نداريد . اكنون بدانيد ، كه من ، حسن بن على ( ع ) را اميدوار كردم و هر