السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )
28
سيره معصومان ( فارسي )
بر بندهء خود قرآن را نازل فرمود . در شب گذشته مردى از دنيا رحلت كرد كه در ميان گذشتگان پس از رسول اللّه ( ص ) از نظر ايمان گوى سبقت را از ديگران ربوده بود و در ميان آيندگان كسى به رتبه و منزلت او نخواهد رسيد . اين مصيبت را كه بر ما و بر تمام امّت محمد ( ص ) رسيده است ، از جانب خداوند مىدانيم پس سوگند به خدا كه امروز جز حق نگوييم . . . ) سپس ادامه داده گفت : پدرم از دينار و درهم دنيا بيش از هفتصد درهم بر جاى نگذاشت ، كه آن هم مىخواست با اين مبلغ براى خانوادهء خود خدمتكارى تهيه فرمايد ، اما امور خداى تعالى جريان خود را طى مىكند ، و چه امرى بهتر از تقدير الهى و چه امرى بدتر از رفتارى كه شما از خود نشان داديد . بدانيد كه قريش اعمال خود را به شياطين واگذارد و اين شياطين نيز آنها را به طرف آتش كشانند . پس عدهاى از قريش با رسول اللّه ( ص ) به مبارزه و نبرد پرداختند ، تا خداى تعالى پيامبر خود را بر آنان پيروز فرمود . و بعضى از آنها دشمنى خود را در درون خود پنهان كردند ، تا يارانى از اهل نفاق براى خود يافتند . به كتاب خدا بىاعتنا شدند . قلم تقدير خشك گرديد و امورى به وقوع پيوست كه قبلا در كتاب ثبت شده است . بيعت مردم با آن حضرت پس از خطابهء امام مجتبى ( ع ) عبد اللّه بن عباس از جا برخاست و خطاب به مردم چنين گفت : اى مردم ، اين پسر پيغمبر شما و وصى امام شماست . با او بيعت كنيد . مردم با سرعت به نداى ابن عباس پاسخ داده ، گفتند : ( ما احبّه إلينا و اوجب حقه علينا ) وه كه چقدر او در دل ما محبوب است چقدر حق او بر ما واجب است ، و تا چه اندازه وى براى خلافت شايسته است . و بدين ترتيب براى بيعت با آن حضرت پيش رفتند . شيخ مفيد در ارشاد آورده است كه : بيعت مردم در روز جمعه بيست و يكم رمضان سال چهلم هجرت با حسن بن على ( ع ) صورت پذيرفت . به نوشتهء ابو الفرج ، پس از انجام مراسم بيعت امام حسن ( ع ) از منبر فرود آمد ، و براى فرمانروايان دستورات لازم را صادر كرد و كارگزاران حكومت را منظم ساخت و نظارت خود را بر امور آغاز كرد . آن حضرت عبد اللّه بن عباس را به عنوان حاكم بصره انتخاب كرد . نخستين كارى كه امام به انجام آن اقدام كرد حقوق لشكريان بود . كه صد در صد افزايش داد . اين روشى بود كه پدرش على ( ع ) در جنگ جمل به كار برده بود . و امام حسن ( ع ) نيز در زمان خلافت خود اين كار را انجام داد و پس از او اين روش در ميان خلفاى ديگر نيز همچنان باقى ماند . شيخ مفيد مىگويد : همين كه معاويه از شهادت امير المؤمنين ( ع ) و بيعت مردم با امام حسن ( ع ) اطلاع يافت ، مردى از قبيلهء حمير به عنوان جاسوس به طرف كوفه و يكى ديگر از طايفهء بنى القين را به طرف بصره روانه ساخت ، تا به اين وسيله از اوضاع با خبر گردد و اخبار را به اطلاع وى رسانند . و در برابر امام حسن به اغتشاش و آشوب بپردازند . اما آن حضرت از فرستادن اين دو جاسوس آگاهى يافت ، و دستور داد مرد حميرى را كه نزد قصابى بسر مىبرد دستگيرش كنند و پس از دستگيرى امر كرد كه گردن او را بزنند . همچنين نامهاى به بصره ارسال داشت ، و دستور داد جاسوس ديگرى كه از قبيلهء بنى القين در آنجا به سر مىبرد بازداشت كنند و گردنش را بزنند .