السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )

14

سيره معصومان ( فارسي )

چنانچه ميلاد امام حسن را سال دوم و امام حسين را سال چهارم بدانيم فاصلهء ميان آنها يك سال و دو ماه و بيست روز خواهد بود و اين مطلب به روايت قتاده كه فاصلهء بين ميلاد آنها را يك سال و ده ماه محسوب داشته نزديك‌تر است ، و چنان كه ظاهر او نشان مىدهد در نسبت دادن شش ماه حمل به امام حسين اشتباهى روى داده و بايد آن را به امام حسن منسوب بدارند و اين اشتباه ممكن است از دو جهت پيش آمده باشد ؛ يا از جانب راوى كه وى شنيده است كه بين ولادت امام حسن و مدت حمل امام حسين يك طهر بوده و امام حسن پس از شش ماه به دنيا آمده و سپس فراموش كرده و آن را به امام حسين نسبت داده و يا از طرف نويسندگان روايت بوده كه ميان دو اسم اشتباهى رخ داده و اين به خاطر نزديكى حروف دو اسم در نوشتن بوده ، بخصوص در كتابت قديم كه بدون نقطه معمول بوده است و بر اثر همين اشتباه فاصلهء ميان آنها در ذكر تاريخ ولادت شش ماه و ده روز بوده است و اين روايت منسوب به امام صادق عليه السّلام است ، به اين ترتيب كه نوعى هماهنگى بين دو روايت ايجاد نموده كه يكى از آن دو مىرساند كه ميان مدت حمل و تولد يك طهر بوده كه اين قول بيشتر مقرون به صحت است ، و روايت ديگر كه مدت حمل امام حسين را شش ماه دانسته در حالى كه اين امر اشتباه بوده و مربوط به امام حسن بوده است - و اللّه اعلم - و چنان كه واقدى آورده است فاصلهء ميان ولادت امام حسن و مدت حمل امام حسين پنجاه روز بوده است . همين كه امام حسن به دنيا آمد فاطمه ع از على ع خواست وى را نامگذارى كند . پس آن حضرت فرمود : من در نامگذارى او بر رسول اللّه ( ص ) پيشى نمىگيرم . سپس پيامبر ( ص ) به خانهء آنها وارد شد . كودك را به خدمتش بردند . آنگاه فرمود : « اللّهم انّى اعيذه بك و ولده من الشيطان الرجيم . » ( بار الها او و فرزندانش را از شرّ شيطان در پناه تو قرار دادم . ) ، سپس در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت . چنان كه ابى احمد عسكرى در كتاب اسد الغابة آورده پيامبر ( ص ) او را حسن ناميد ، نامى كه هرگز در دوران جاهليت شنيده نشده بود . كلينى به سند خود از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه گفت : پيامبر ( ص ) براى امام حسن گوسفندى عقيقه كرد و گفت : بسم اللّه عقيقه عن الحسن و ادامه داد : بار الها استخوانش را به جاى استخوان او عقيقه مىكنم ، گوشتش را به جاى گوشت او ، خونش را به جاى خون او و مويش را به جاى موى او . بار الها اين عقيقه را پناه محمد و آل محمد قرار بده . در روايت ديگرى آمده است كه آن حضرت دو گوسفند به رنگ كبود عقيقه كرد . شايد روايت اين باشد كه براى هر يك از امام حسن و امام حسين يك گوسفند عقيقه كرده است . در كتاب طبقات ابن سعد نيز به همين معنى اشاره شده اما در نقل روايت اشتباهى روى داده است ، و يك ران گوسفند و يك دينار به قابله بخشيد ، سرش را تراشيد و امر كرد هموزن موى سرش كه يك درهم و چيزى افزون بود نقره به مستمندان صدقه بدهند . برخى گويند رسول اكرم ( ص ) امر كرد مادرش اين امر را انجام دهد ، و همانطور كه ابن صباغ روايت كرده از آن هنگام آئين عقيقه و صدقه دادن به هموزن مو كه از جانب پيامبر ( ص ) دربارهء امام حسن انجام داد در ميان