السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

515

سيره معصومان ( فارسي )

نتوانست از خودش محافظت كند . مرد ديگرى بر او نيزه‌اى انداخت و او براى دومين بار بر زمين افتاد و يكى ديگر ضربتى بر پاى او زد تا آنكه على ( ع ) سر رسيد . ابن يثرى على ( ع ) را سوگند داد و گفت : اى امير مؤمنان از من در گذر . عرب هرآينه از تو سخن مىگويد . تو هرگز زخميان را نكشتى . على ( ع ) نيز از او در گذشت وى را رها كرد ابن يثرى به طرف ياران خود بازگشت و مرگ او را در ربود . از او پرسيدند : چه كسى تو را زد ؟ گفت : فلانى و فلانى ، مرا زدند و حريف مقابل من اشتر بود . دخترش در سوگ پدر ، مرثيه‌اى گفت و از او سپاسگزارى و خود را نكوهش كرد . به گمان قوى ، در نقل اين قسمت از جنگ جمل در ميان نام عميرة بن يثرى و برادرش عبد الله و عمرو بن يثرى اشتباهى رخ داده و امرى را كه به يكى از آنها مربوط بوده به ديگرى نسبت داده شده است . علاوه بر اين ، ماجراى عفو امير المؤمنين ( ع ) از كردهء ابن يثرى ، آن هم پس از واجب بودن اجراى قصاص بر او به خاطر كشتن كسانى كه او در اين جنگ كشت ، بعيد به نظر مىرسد . چون ابن يثرى كشته شد ، عدوى زمام شتر را به مردى از بنى عدى سپرد و خود به ميدان گام نهاد . ربيعه عقيلى به استقبال اين مرد شتافت و چنين رجز خواند : اى مادر ما كه بيشتر نافرمانى شده‌اى آيا نمىدانى ؟ حال آنكه مادر به فرزندش غذا مىدهد و به او مهربانى مىورزد . آيا نمىبينى كه چقدر شجاعان زخم برمىدارند و دست و ساعدشان جدا مىشود . سپس با هم در جنگ شدند و هر يك ، زخمهاى بسيارى بر ديگرى وارد كردند تا آنكه هر دو جان سپردند . ابو مخنف گويد : زجر براى حارث بن زهير ازدى از اصحاب على ( ع ) بود كه جاى عدوى حارث ضبى را گرفت . پس سرسخت‌تر از او ديده نشد . او چنين مىخواند : ما بنى ضبه و از اصحاب جمل هستيم كه با تيغهء شمشير بر ابن عفان نوحه سر مىدهيم . مرگ در نزد ما از عسل شيرين‌تر است . شيخ ( رهبر ) ما را به سوى ما بازگردانيد و ماجرا تمام است . طبرى گويد : عمرو بن يثرى در روز جنگ جمل قوم خود را برمىانگيخت و آنان در حالى كه عنان شتر را دست به دست مىدادند ، چنين مىخواندند : ما بنى ضبه‌ايم و نمىگريزيم تا آنگاه كه سرها را ، در حالى كه خونى سرخ رنگ از آنها بيرون مىزند ، بر زمين افتاده بينيم . اى مادر ما ، اى عايشه ، باك مدار ! هر يك از فرزندان تو پهلوانى دلير است . اى مادر ما ! اى همسر پيامبر ( ص ) اى همسر مبارك هدايت شده . ابو مخنف گويد : عوف بن قطن ضبى بيرون آمد و بانگ برداشت كه جز على و فرزند او