السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

467

سيره معصومان ( فارسي )

روايتى را نقل كرده كه خلاصهء آن چنين است : على ( ع ) به ابن عباس گفت : به سمت شام حركت كن . من تو را به ولايت آن شهر منصوب كرده‌ام . اما ابن عباس نپذيرفت و هراس از معاويه را عذر خود قرار داد . ابن عباس گفت : به معاويه نامه‌اى بنويس و او را تكريم كن و به او وعده‌هايى بده . اما على ( ع ) از پذيرفتن اين پيشنهاد امتناع كرد و گفت : به خدا قسم هرگز چنين نخواهد شد . مغيرة بن شعبه نيز به آن حضرت توصيه كرد تا معاويه را بر منصبى كه دارد تثبيت و ديگر عمّال عثمان را نيز بر همان مناصب قبلى ابقا كند و پس از آنكه آنان با على دست بيعت دادند و كار خلافت ثبات و آرام پذيرفت هر كس از آنان را كه خواست تثبيت و آن كس را كه نخواست از سمتش معزول كند . اما على ( ع ) اين توصيه را نيز نپذيرفت و فرمود : به خدا قسم من در دين خود اهل مسامحه و سازش نيستم و در خلافتم به افراد ناصالح پست و مقامى واگذار نمىكنم . مغيّره بازگفت : پس هر كس را كه مىخواهى از مقامش معزول كن ، اما به معاويه كارى نداشته باش . چرا كه معاويه جرئت و جسارت دارد . او والى شام است و مردم هم از او فرمان مىبرند . على ( ع ) پاسخ داد : معاويه را حتى براى دو روز هم به كار نمىگيرم . آنگاه مغيره به نزد على ( ع ) بازآمد و به او پيشنهاد كرد تا همهء عمّال عثمان را از كار عزل كند . گروهى از مغيره علت اين پيشنهاد را پرسيدند و وى جواب داد : من در ابتدا براى على خير خواهى كردم اما او با من مخالفت كرد ولى در بار دوم با او غش كردم . ابن عباس نيز با نظر مغيره موافقت كرد و به على ( ع ) سفارش كرد تا معاويه را بر همان منصب ابقا كند . وى گفت : اگر معاويه با تو بيعت كرد ، من او را از جايش خواهم كند . اما على ( ع ) فرمود : به خدا قسم به معاويه جز ( ضربه ) شمشير نخواهم داد . و به اين بيت تمثل جست : عار نيست كه با شجاعت بميرم و تلاش خويش را كرده باشم . در اين روايت مطالب قابل تأملى به چشم مىخورد . اوّلا : پيشنهاد مغيره به على ( ع ) كه به نصيحت و خيرخواهى حمل شده ، چندان خيرى براى آن حضرت در بر نداشت . و على ( ع ) خود بر اين نكته از ديگران بيشتر واقف بود . و البته بعيد هم نيست كه مغيره در هر دو بار قصد غش و فريب على ( ع ) را داشته است . چه بسا كه او با پيشنهاد خود بيشتر در پى خيرخواهى براى معاويه و تثبيت موقعيت او بوده و در مرتبهء دوم براى آنكه خود را از مظان اتهام دور نگهدارد ، قصد داشته خود را به آن حضرت نزديك كند . اگر على ( ع ) معاويه را بر مقام و منصبش ابقا مىكرد ، ديگر نمىتوانست او را از آن مقام عزل كند . و زمانى هم كه مىخواست معاويه را از آن مقام بر كنار كند ، وى به خونخواهى از عثمان برمىخاست و به عنوان ولىّ دم ، از مردم شام نيز استمالت مىجست . علاوه بر اين ، معاويه با فراستى كه داشت ، به آسانى و به سرعت درمىيافت كه على ( ع ) اگر چه او را بر آن منصب ابقا كرده