السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
83
سيره معصومان ( فارسي )
خصوصيات او را برايم بگو . ام معبد خصوصيات آن حضرت را براى شوهرش بازگو كرد . بعدها ام معبد نيز هجرت كرد و اسلام آورد . برخى نيز گفتهاند كه وى در همان روز اسلام آورد و بيعت كرد و شوهرش نيز هجرت كرد و اسلام آورد . آن حضرت همچنان به راه خويش ادامه داد تا به حوالى مدينه رسيد . در آنجا فرمود : چه كسى ما را به راهى كه به قبيلهء بنى عمرو بن عوف منتهى مىشود ، راهنمايى مىكند ؟ آن حضرت به مدينه نزديك نشد و با يارانش تا يازدهم يا دوازدهم ربيع الاول ، در قبا مسكن گرفت . تاريخ ( قمرى ) از اين روز بوده اما بعدا محرم آغاز سال قرار داده شده است . همراه پيغمبر ( ابو بكر ) مىخواست وارد مدينه شود اما آن حضرت به وى فرمود : تا زمانى كه پسر عمو و دخترم يعنى على و فاطمه نيايند ، وارد مدينه نمىشوم . مسلمانان ، اعم از مهاجر و انصار ، هر بامداد به « حرة العصبه » مىآمدند و انتظار ورود آن حضرت را مىكشيدند و چون خورشيد بالا مىآمد به خانههاى خويش بازمىگشتند . روزى كه پيغمبر ( ص ) رهسپار مدينه مىشد يك يهودى او را ديد و ديگران را از ورود آن حضرت آگاه كرد لرزش و صداى تكبير در بنى عمرو بن عوف شنيده شد . گفته مىشود كه حدود پانصد نفر از انصار به استقبال آن حضرت شتافتند و آن بزرگوار به همراه آنها به سمت قبا رفت . سپس رسول خدا ( ص ) به على نامهاى نگاشت و آن را به ابو واقد ليثى سپرد و به على فرمود كه به سوى او حركت كند . على ( ع ) امانتهاى مردم را به آنان بازگردانده و دستورات پيغمبر را به انجام رسانده بود . همين كه نامهء پيغمبر به على ( ع ) رسيد ، آن حضرت شترانى خريد و آمادهء سفر شد و به مؤمنان مستضعف كه در مكه با او مانده بودند گفت شبانه به سوى ذى طوى بروند . على ( ع ) با فواطم يعنى فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) و مادرش فاطمه دختر اسد بن هاشم و فاطمه دختر زبير بن عبد المطلب حركت كرد . برخى از مورخان نام فاطمه دختر حمزة بن عبد المطلب را نيز به اين جمع افزودهاند . ايمن بن ام ايمن آزاد كردهء رسول خدا ( ص ) و ابو واقد ليثى نيز در پى آنان روانه شدند . ابو واقد ، شتران را آرام آرام حركت مىداد . على ( ع ) به او گفت : اى ابو واقد با زنان مدارا كن كه آنها ضعيفاند . آنگاه خود زمام شتران را گرفت و آنها را به نرمى پيش مىراند و مىگفت : ليس الا اللّه فارفع ظنكا * يكفيك رب الناس ما اهمكا « 180 » چون به ضجنان نزديك شدند ، هشت سوار روى پوشيده كه در تعقيب آنها بودند به ايشان رسيدند . در ميان اين تعقيبكنندگان غلام حرب بن اميه كه جناح نام داشت نيز همراه بود . على ( ع ) به ايمن و ابو واقد فرمود : شتران را بخوابانيد و پاى آنها را ببنديد سپس زنان را فرود آورد . تعقيبكنندگان نزديك شدند . على ( ع ) با شمشير به پيشواز آنها رفت . تعقيبكنندگان خطاب به
--> ( 180 ) جز خدا معبودى نيست پس ظن و گمان خود را كنار بزن و پروردگار مردم از آن چه تو را به اندوه انداخته ، كافى است .