السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
59
سيره معصومان ( فارسي )
وارث من باشد . هيچ كس برنخاست . پس من كه كهترين حاضران بودم ، در برابر آن حضرت برخاستم . او فرمود : بنشين . چون براى بار سوم اين حادثه تكرار شد ، او با دستش بر دستان من زد . آنگاه على ( ع ) فرمود : بدين ترتيب من وارث پسر عمويم شدم ، نه عمويم . نگارنده گويد : اين تعليل در ميراث ، اگر مقصود مال باشد صحيح نيست . چرا كه در نزد ما ميراث براى دختر با « فرض » و « رد » است اما در نزد ديگران نيز صحيح نيست كه آنان مىگويند انبيا ميراث برجاى نمىگذارند مگر آن كه مراد در اينجا ميراث علم باشد . اما ظاهر سياق اين حديث بر خلاف اين احتمال است . مؤلف السيرة الحلبيه نيز همين حديث را به شكلى كه از طبرى نقل كرديم ، آورده است تا آنجا كه پيغمبر گفت : اى فرزندان عبد المطلب ! خداوند مرا به سوى تمام مردم و خصوصا به سوى شما برانگيخت و فرمود : خويشان نزديكت را بيم ده . و من شما را به دو كلمهاى كه گفتن آنها بر زبان آسان و در ترازوى شهادت سنگين است فرا مىخوانم . يكى گواهى دهيد كه هيچ معبودى جز خدا نيست و ديگر آن كه من فرستادهء خدايم . پس چه كسى مرا در اين كار پاسخ مىگويد و در انجام آن يارىام مىرساند ؟ على گفت : من اى رسول خدا . مؤلف السيرة الحلبيه گويد : برخى در اين روايت اين عبارت را نيز افزودهاند : چه كسى مرا در اين امر يارى مىرساند تا برادر و وزير و وارث و پس از من جانشين من باشد ؟ پس هيچ كس از حاضران او را پاسخ نگفت و تنها على برخاست و گفت : من اى رسول خدا . پيامبر به او فرمود : بنشين سپس براى دومين بار همان سخنان را تكرار كرد . همه ساكت بودند . اين بار هم على برخاست و گفت : من اى رسول خدا . پيامبر به دو فرمود : بنشين و همان سخنان را براى سومين بار تكرار كرد ، باز همه خاموشى گزيدند و اين بار هم على برخاست و گفت : من اى رسول خدا . پيامبر به دو فرمود : بنشين پس تو برادر و وزير و وصى و وارث و پس از من جانشينم هستى . آنگاه وى از ابن تيمية نقل كرده است كه مىگويد : اين قسمت از حديث ( فأنت اخى و وزيرى و . . . ) دروغ و جعلى است و هر كس كه اندكى اطلاعات در باب حديث داشته باشد مىتواند به جعلى بودن اين قسمت پى ببرد . اما ابن جرير و بغوى با وجود جعلى بودن اين حديث ، آن را با اسنادى كه ابو مريم كوفى در سلسلهء آنهاست نقل كردهاند . در حالى كه محدثان بر ترك روايات ابو مريم اجماع دارند . احمد دربارهء او گفته است : ابو مريم ثقه نيست و تمام احاديثى كه نقل كرده باطل است . ابن المدينى نيز دربارهء ابو مريم گفته كه حديث جعل مىكرده است . نگارنده : هيچ چيز شگفتانگيزتر از قدح و طعن ابن تيمية در مورد احاديثى كه مسلمانان به مستفيض بودن آنها اعتقاد دارند ، نمىباشد بخصوص اگر توصيف ابن بطوطه را دربارهء وى در نظر آوريم . او به دست همكيشان خود و به خاطر اقوال و عقايد مخالف با آيين اسلام به زندان افتاد و در همان جا مرد .