السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
302
سيره معصومان ( فارسي )
حق را بگوييد و گرچه عليه خودتان باشد ( و از تحف العقول ) دانش را با نگارش به بند آريد . يا عالم باش يا متعلم ، يا شنونده يا دوستدار ( علم ) و ( شق ) پنجم مباش كه هلاك مىشوى . در فتنه ، چونان ابن لبون باش نه شيرى دارد كه بنوشند و نه پشتى كه سوارش شوند . زيادى خواب قلب را مىميراند و رخشندگى چهره را مىبرد . چگونه مؤمن هستى در حالى كه مردم از شرّ تو ايمن نيستند . چگونه مسلمان هستى در حالى كه مردم از شرّ تو در امان نيستند . چگونه پرهيزگار هستى در حالى كه مردم از آزار تو مىپرهيزند . چنان كه جزا مىدهى جزايت دهند . هر صاحب نعمتى ، مورد حسادت واقع است . اگر اين دين در ثريا بود مردانى از فارس ( ايران ) بدان دست مىيافتند . اگر كت گوسفندى هم به من پيشكش مىشد ، مىپذيرفتم . اگر به پاچهء گوسفندى دعوتم مىكردند ، هرآينه پاسخ مىگفتم . اگر كوهى بر كوهى ستم مىكرد ، هرآينه خداوند آن ( كوه ) ستمگر را از هم مىپاشيد . هر افتادهاى را يابندهاى هست . هيچ تنگدستى سختتر از نادانى نيست . هيچ ثروتى سودمندتر از خرد نيست . هيچ عقلى چون تدبير نباشد . شب پنهانتر است براى عذاب . ( و از غير كتاب الشهاب ) در همراهى كسى كه براى تو همان را نمىخواهد كه براى خود مىخواهد ، خيرى نيست . ( و از تحف العقول ) كسى كه چيزى از او دزديدهاند ، پيوسته در حال متهم كردن بىگناه است تا آنجا كه گناهش از دزد بزرگتر مىشود . از ما نيست كسى كه مسلمانى را خيانت كند يا به او زيان رساند و يا بفريبدش . با برادرت جدال مكن و شوخى مكن و به او وعدهاى نده كه آن را خلاف كنى . اصلاح مال ، از مردانگى است . هر كه گروهى را دوست بدارد با همانها محشور شود هر كه كار گروهى را دوست بدارد در عمل آنها شريك ايشان است . هر كه به همان مقدار دانايى خويش عمل كند خداوند آن چه را هم كه نمىداند به او ارث دهد . هر كه ستمگرى را بر ستمش يارى دهد خداوند همان ستمگر را بر او مسلط سازد . هر كه خود را در معرض تهمت قرار داد كسى را كه به او گمان بد برد ملامت نكند . هر كه را كار نيكى برايش كردند ، اگر تواند جبران كند و اگر نتواند ، سپاس گويد . هر كه گرسنهاى را در روز قحطى سير كند خداوند روز قيامت او را به بهشتى داخل كند كه جز كسى كه همان كار را كرده وارد آن نشده است . هر كه سپاس ( نعمت ) اندك نتواند بر ( نعمت ) بسيار نيز سپاس نگزارد . هر كه رضايت خدا را به بهاى ناخشنودى مردم خواستار شد ، خدا از او راضى گردد و مردم را از وى خشنود گرداند . هر كه رحم نكند مورد رحم هم واقع نشود . هر كه درست باشد ، با وى درستى كنند . هر كه ناراستى پيشه كند ، با او ناراستى ورزند . از جمله نتايج عدم مدارا ، عدم توفيق است . از نيكى اسلام مرد اين است كه چيزى كه به دو مربوط نباشد رها كند . هر كه همسايهء خويش بيازارد ، ملعون است . هر كه دو روزش با هم برابر باشند ، مغبون است . فقير نشد آن كه ميانهروى در پيش گرفت . بر امت خويش از فقر بيمناك نيستم ، بلكه از آن چه بر آنها مىترسم ، بد تدبيرى است . چيزى در ميزان ( الهى ) سنگينتر از خوى خوش نيست . پس از نهى از پرستش