السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
232
سيره معصومان ( فارسي )
مستولى شد تا آنجا كه گروهى نزد پيامبر ( ص ) آمده اسلام آوردند . محاصره طائف به وسيله پيغمبر ( ص ) ده روز و اندى به طول انجاميد . حركت پيغمبر ( ص ) به طائف از حنين بود . ولى دكتر هيكل از غزوه اوطاس و كشته شدن شهاب و نافع و شكسته شدن بتها و ساير وقايعى كه در اين جنگ به وقوع پيوست ، سخنى به ميان نياورده است . طبرى روايت كرده است كه رسول خدا ( ص ) بىدرنگ پس از جنگ حنين ، بدين جنگ روى آورد و در طائف فرود آمد . آن حضرت پانزده روز در طائف بماند و با اهل طائف جنگيد . ثقيف از پس دژ با مسلمانان در جنگ شدند و كسى از آنان براى جنگ با مسلمين به رويارويى نيامدند . آدميانى كه اطراف آنها بودند همگى اسلام آوردند و هيأتهاى آنان نزد پيامبر مىآمدند . سپس آن حضرت بازگشت و جز پانزده روز آنجا را محاصره نكرد و از وفد هوازن دربارهء مالك بن عوف ، رئيس و فرماندهء خود در جنگ حنين ، جويا شد . گفتند كه او در طائف است ، مالك وقتى در روز حنين هزيمت يافت به قبيلهء ثقيف در طائف پناهنده شده بود ، آن حضرت گفت : به دو آگهى دهيد كه اگر مسلمان شده پيش من آيد مال و عيال او را به وى بازپس دهم و يكصد شتر به دو عطا كنم . سخن پيامبر ( ص ) را به آگاهى مالك رساندند و او پنهانى و با هراس از ثقيف كه مبادا از اين امر مطلع شوند و او را دربند كنند ، به سوى پيامبر ( ص ) در حركت شد و پيامبر ( ص ) را در جعرانه ديدار كرد . آن حضرت نيز اهل و عيال او را به دو بازگرداند و يكصد شتر به وى ارزانى داشت . مالك اسلام آورد و پيغمبر ( ص ) هم او را بر قومش و بر كسانى كه از قبايل اطراف طايف اسلام آورده بودند ، گماشت . چون پيغمبر ( ص ) ، همچنان كه گذشت ، از محاصرهء طائف بازگشت ، به جعرانه درآمد . اموال و اسيران در اين مكان بودند . ابن سعد گويد : شمار اسيران شش هزار تن و شمار شتران بيست و چهار هزار نفر و شمار گوسفندان بيش از چهل هزار و همچنين چهار هزار اوقيه نقره جزو اموال بود . رسول خدا ( ص ) خواستار اسيران شد . و ابتدا به تقسيم اموال كرد و براى تأليف قلوب نخست به سالار مردم پرداخت . آن حضرت به ابو سفيان چهل اوقيه نقره و يكصد شتر داد . ابو سفيان گفت : پسرم ؟ پيامبر فرمود : به دو نيز همانند ابو سفيان بدهيد . ابو سفيان گفت : فرزندم معاويه ؟ فرمود : به دو نيز همچنان دهيد . و به حكيم بن حزام يكصد شتر داد . حكيم مجددا يكصد شتر ديگر طلب كرد و پيامبر ( ص ) فرمود : يكصد شتر ديگر به دو داد . و به نضير « 255 » بن حارث بن كلاة و اسيد بن جاريه ثقفى و حارث بن هشام و صفوان بن اميه و قيس بن عدى و سهيل بن عمرو و حويطب بن عبد العزى و الاقرع بن حابس و عينية بن حصن و مالك بن عوف ، هر كدام يكصد شتر داد و به علاء بن حارثه ثقفى و مخرمة بن نوفل و سعيد بن يربوع و عثمان بن وهب و هشام بن عمرو عامرى ، هر كدام پنجاه شتر و به عباس بن مرداس چهل شتر عطا كرد .
--> ( 255 ) نضير ( با ياء ) برادر نضر ( بدون ياء ) است كه در جنگ بدر گفتيم كه با . . . كشته شد . ماوردى و غير او در كتاب اعلام النبوة بر اين مطلب تصريح كرده اما در برخى جاها از كتابش اين اسم را بدون ياء ( نضر ) ضبط كرده كه اشتباه است .