السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
186
سيره معصومان ( فارسي )
مسلمانان انداخت و او را كشت . دو تن از يهوديان نيز اسلام آوردند و از كشته شدن در امان ماندند . چون يهوديان گردن زده شدند ، زخم سعد بن معاذ سر باز كرد و در اثر آن به شهادت رسيد . دربارهء بنى قريظه خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود : « وَ أَنْزَل الَّذِين ظاهَرُوهُم مِن أَهْل الْكِتاب مِن صَياصِيهِم وَ قَذَف فِي قُلُوبِهِم الرُّعْب فَرِيقاً تَقْتُلُون وَ تَأْسِرُون فَرِيقاً وَ أَوْرَثَكُم أَرْضَهُم وَ دِيارَهُم وَ أَمْوالَهُم وَ أَرْضاً لَم تَطَؤُها وَ كان اللَّه عَلى كُل شَيْءٍ قَدِيراً . » « 244 » غزوهء بنى لحيان اين جنگ در ربيع الاول و به قولى در جمادى الاول سال ششم هجرى ، شش ماه گذشته از فتح بنى قريظه به وقوع پيوست . دشمنان در ناحيهء عسفان بودند . پيامبر ( ص ) به خونخواهى اصحاب رجيع به سوى آنان روانه شد ، دربارهء اصحاب رجيع در بخش سرايا سخن خواهيم گفت ، پيامبر ( ص ) چنين وانمود كرد كه قصد شام را دارد تا بتواند بر دشمن شبيخون بزند . آن حضرت در ماه ربيع الاول ، به همراه دويست جنگجو كه بيست اسب همراه داشتند ناگهانى حركت كرد و عبد اللّه بن ام مكتوم را به جانشينى خويش در مدينه گماشت . سپس به سرعت حركت كرد تا به سرزمين غران كه خانههاى بنى لحيان در آنجا بود رسيد . بين اين نقطه و عسفان پنج ميل فاصله بود و همان ناحيهاى بود كه اصحاب رجيع در آنجا كشته شده بودند . پيامبر ( ص ) دلش بر اصحاب رجيع سوخت و براى آنها دعا كرد . بنى لحيان از حركت پيغمبر ( ص ) آگاه شدند و به قلهء كوهها گريختند . آن حضرت يك يا دو روز در آنجا بماند و به هر طرف عدهاى را رهسپار كرد اما آنها نتوانستند كسى را دستگير كنند . سپس آن حضرت با دويست سوار حركت كرد تا مكيان گمان كنند كه آن حضرت به سوى ديار آنها مىآيد . آنگاه دو تن از يارانش را فرستاد تا به غميم رسيدند و نهايتا به مدينه بازگشت در حالى كه مىفرمود : بازگردنده و تأبيم و براى پروردگارمان عبادتگر و ستايشگريم . در روايتى ديگر آمده است كه مىفرمود : به خواست خدا توبهكننده و بازگردندهايم و براى پروردگار خويش ، ستايشگر و عبادتگريم . به خدا پناه مىبريم از رنج سفر و اندوه بازگشتگاه و ديد بد ، در اهل و مال . آن حضرت به خاطر اين غزوه چهارده روز از مدينه غايب بود . غزوهء ذى قرد اين غزوه را به نام غزوهء غابه نيز مىخوانند . وقوع اين جنگ در ماه ربيع الاول سال ششم هجرى بوده است . ذو قرد ( به فتح قاف و راء ) كه در بارهء آن سخن ديگرى هم گفته شده است ، نام چاهى
--> ( 244 ) احزاب / 25 - 27 ؛ و كسانى را كه از اهل كتاب پشتيبان آنها ( كفار ) بودند از كاخهاى ايشان فرود آورد و در دلهاشان هراس افكند ، گروهى را كشتيد و گروهى را به اسارت گرفتيد . و سرزمين و خانهها و اموال آنها و همچنين سرزمينشان را كه بدان تاخت نياورديد ( خيبر ) را به شما ارث داد و خدا بر هر چيز تواناست .