السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

167

سيره معصومان ( فارسي )

است كه خود در حق خود كرديد . در روايتى آمده است : « ابن ابى گفت : اينان مصداق همان ضرب المثلى هستند كه مىگويد سگ خود را فربه كن تا ( عاقبت ) خودت را به درد . » زيد بن ارقم اين سخنان را شنيد و به اطلاع پيامبر ( ص ) رسانيد . رسول خدا ( ص ) دستور حركت صادر فرمود تا مردم را بدين وسيله از پرداختن به اين جنجال بر كنار دارد . عبد اللّه بن عبد اللّه بن ابى كه جوانى پاك‌باور بود و به پدرش همانندى نداشت ، جلو مردم به راه افتاد و در برابر راه پدرش ايستاد . همين كه او را ديد شترش را فرو خواباند و گفت : دست از تو برنمىدارم مگر آن كه بگويى كه تو خوار و فرومايه‌اى و رسول خدا ( ص ) بزرگ است و عزيز . رسول خدا ( ص ) به عبد اللّه برخورد و به وى فرمود : او را رها كن به جان خودم سوگند كه تا وقتى ميان ماست با او خوش‌رفتارى خواهيم كرد . دربارهء عبد اللّه بن ابى آيهء : « يَقُولُون لَئِن رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَن الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَل وَ لِلَّه الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِه وَ لِلْمُؤْمِنِين وَ لكِن الْمُنافِقِين لا يَعْلَمُون » . « 234 » نازل شد . در روايتى آمده است : هنگامى كه سورهء « منافقون » كه در تكذيب عبد اللّه بن ابى است ، نازل شد ياران عبد اللّه به وى گفتند : نزد رسول خدا ( ص ) برو تا براى تو طلب آمرزش كند اما عبد اللّه سر خود را برگردانيد و اعراض كرد و در اين باره آيهء : « وَ إِذا قِيل لَهُم تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُم رَسُول » « 235 » فرو فرستاده شد . ديگر از حوادث شگفت‌انگيز در اين غزوه ماجراى افك دشمن اصحاب افك دربارهء عايشه بود . رسول خدا ( ص ) بيست و هشت روز از مدينه به دور بود و در آغاز ماه رمضان به مدينه وارد شد . غزوهء خندق اين جنگ را غزوهء احزاب نيز مىنامند . اين نبرد در ماه ذىقعده و به قولى در ماه شوال پنج سال گذشته از هجرت پيامبر ( ص ) به وقوع پيوست . مورخان مىنويسند : چون پيامبر ( ص ) بنى نضير را تبعيد كرد ، آنها به خيبر رفتند و عده‌اى از بزرگان آنها از جمله حيى بن اخطب ، سلام بن مشكم ، كنانة بن ابو الحقيق و تنى چند به مكه وارد شدند و قريش را به جنگ برانگيختند و آنها را به خروج براى جنگ با رسول خدا ( ص ) فرا خواندند . ابو سفيان به آنها گفت : خوش آمديد ، محبوب‌ترين مردم پيش ما كسانىاند كه ما را در دشمنى با محمد يارى مىرسانند . قريش هم به آنها گفت : شما پيروان كتاب و صاحب دانشيد . به ما بگوييد آيا دين ما بهتر است يا دين محمد ؟ آنها پاسخ دادند : البته دين شما . و اين همان سخن خداى تعالى است كه فرمود : « أَ لَم تَرَ إِلَى الَّذِين أُوتُوا نَصِيباً مِن الْكِتاب

--> ( 234 ) منافقون / 8 ؛ گويند اگر به مدينه بازگشتيم عزيزتر ، ذليل‌تر را از آن بيرون خواهد كرد حال آن كه عزت خاص خدا و پيغمبر او و مؤمنان است ولى منافقان نمىدانند . ( 235 ) منافقون / 5 ؛ و چون به آنها گفته شد بياييد تا پيامبر برايتان آمرزش بخواهد . . .