السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

7

سيره معصومان ( فارسي )

شديد قرار گرفتم ! . . . در آن شرايط سخت و طاقت‌فرسا كه تنها ايمان به خدا و اميد به عنايات و الطاف او انسان را صبور و مقاوم نگه مىدارد ، نذر كردم كه اگر خداوند سبحان مرا از اين مخمصه نجات بخشد و ماجرا به خوبى و عافيت فيصله پيدا كند ، يك دوره سيرهء معصومان چهارده‌گانه را به رشتهء تحرير درآورم و به مسلمانان علاقه‌مند به خاندان نبوت تقديم كنم . خوشبختانه به خاطر خطير ! آقايان گذشت كه مسأله‌اى نبوده و بنده در نشر اعلاميه‌هاى چپ‌انديشانه ! ! دستى نداشته‌ام ، و تنها سوء تفاهمى رخ نموده ؟ ! و با يك عذرخواهى خشك و خالى سر و ته قضيه را بهم آوردند ! « 15 » و اينك اين كتاب سيرهء رسول اكرم ( ص ) ، در مسير اداى نذر مزبور « 16 » تقديم مىگردد ، بدين اميد كه اين نيز نوعى توسل به ذيل عنايت سر سلسلهء معصومان و دودمان پاك و مطهرش ( سلام اللّه عليهم اجمعين ) به شمار آيد و عنايات و توجهات آن عزيزان عظيم الشأن ( ع ) در دنيا و آخرت شامل حالمان گردد ، و اگر از روى فضل و كرم خداوندگار منّان ، اجر و پاداشى بر ترجمه و نشر « اين مجموعه » « 17 » مترتب گردد ، ثواب آن را به روح پرفتوح مؤلف گرانقدر ( ره ) و به ارواح پاك پدر و مادر عزيز و بزرگوارم ( كه به حق از محبان و عاشقان مخلص محمّد و آل محمّد ( ص ) بودند ) ، نثار مىكنم . غفر اللّه لنا و لهم و لكم تهران : مرداد ماه 1374 على حجّتى كرمانى

--> ( 15 ) البته در همان هنگام به « كاشى » معاون سازمان امنيت ايلام گفتم : زور داريد ، اما شعور نداريد ! آخر شما فكر نكرديد كه يك آخوند مبلغ اسلام ، نمىتواند محرك انتشار شب‌نامه‌اى در مايه‌هاى ماركسيستى باشد و درود بر « گل‌سرخى » ! و « دانشيان » نثار كند ؟ ! ( 16 ) در پيشگفتارى كه بر كتاب امام على ( ع ) ، جلد سوم و چهارم سيرهء معصومان ( ع ) دارم ، داستان اين توفيق الهى را بطور مشروح‌ترى بر شمرده‌ام . ( ر . ك : سيرهء معصومان / ج 3 / امام على عليه السّلام / از ولادت تا آغاز خلافت / صص : پانزده ، هفده ) . ( 17 ) كه آرزو دارم برايم چونان « باقيات الصالحاتى » ، بمانند و خوانندگان عزيز ( به ويژه آنگاه كه ديگر نيستم و دستم از اين دنيا كوتاه شده ) ، به هنگام مطالعهء مجموعهء سيرهء معصومان ، صميمانه از درگاه خداوند متعال برايم طلب آمرزش و مغفرت كنند .