السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

108

سيره معصومان ( فارسي )

مطمئن شد با برادرش خلوت كرد و صبح روز بعد همراه با برادرش اظهار اسلام كردند و مرا از گرفتن صدقه مانع نشدند . 8 - نامهء پيغمبر ( ص ) به منذر بن ساوى عبدى در بحرين پيغمبر ( ص ) در آغاز نامه‌اى به علاء بن حضرمى نوشت و او را به اسلام فرا خواند . ظاهرا علاء بر آيين مجوس بود . هيچ كس نسخه‌اى از اين نامه را متذكر نشده است . آيين مجوس در نظر علاء بد جلوه كرد . پيامبر در آن چه به وى نوشت فرمود : تو بىخرد و بىبينش نيستى پس بنگر كه آيا سزاوار است كسى را كه در دنيا دروغ نمىگويد ، تصديقش نكنيم و كسى را كه خيانت پيشه نمىكند اطمينان نورزيم و به كسى كه خلاف نمىكند اعتماد نكنيم . پس اگر چنين باشد ، اين گونه است اين پيغمبر امّى است كه به خدا هيچ صاحب خردمندى نمىتواند بگويد اى كاش آن چه را كه بدان فرمان داده بود نهى مىكرد و آن چه را كه نهى كرده بود ، به انجام آن فرمان مىداد . آنگاه اسلام آورد و اسلام او نيكو شد و به پيامبر ( ص ) نامه‌اى نگاشت و در آن گفت : اما بعد ، اى رسول خدا من نامه‌ات را بر مردم بحرين خواندم . از ايشان كسانى بودند كه اسلام را دوست داشتند و شيفتهء آن شدند و به آن گرويدند و كسانى نيز بودند كه اسلام را ناخوش داشتند . در سرزمين من مجوسان و يهوديان هستند . فرمان خود را دربارهء آنان به من ابلاغ فرما . پيغمبر ( ص ) جواب او را نوشت و به علاء بن حضرمى داد . در اين نامه آمده بود : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، از محمد فرستادهء خدا به منذر بن ساوى . درود بر تو . ستايش مىكنم به سوى تو خدايى را كه جز او معبودى نيست . شهادت مىدهم معبودى جز خداى يكتا نيست و نيز گواهى مىدهم كه محمد ( ص ) بنده و فرستادهء اوست . اما بعد ، من خداى عز و جل را به ياد تو مىآورم ، همانا آن كه خيرخواهى مىكند براى خويش خيرخواهى مىكند و هر كس فرستادگان مرا فرمان برد و پيرو آنان شود مرا فرمان برده است و هر كه خير آنان را خواهد براى من خيرخواهى كرده است . فرستادگان من ثناى خير بر تو مىفرستند و من تو را در قومت شفاعت كردم ، پس براى مسلمانان ، آن چه را كه بر آن تسليم شدند واگذار و گناهكاران را بخشيدم پس از ايشان بپذير . و تو هر قدر كه اصلاح كنى هرگز تو را از مقامت بر كنار نخواهيم داشت و هر كه بر آيين يهود يا مجوس باقى ماند ، بايد جزيه پرداخت كنند . » جنگها ، غزوات و سريه‌هاى پيغمبر ( ص ) ابن سعد در طبقات الكبير روايت كرده است كه شمار غزوات رسول خدا ( ص ) كه شخصا در آن شركت جست ، بيست و هفت بود و شمار سريه‌هايى كه به جنگ فرستاد چهل و هفت و شمار غزواتى كه در آن به جنگ پرداخت نه بود .