الشيخ الطبرسي ( مترجم : عزيز الله عطاردى )
8
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي )
مدت دو سال و چهار ماه با پدرش ، و هشت سال با جدش عبد المطلب زندگانى كرد ، پس از وفات جدش ، ابو طالب كفالت او را به عهده گرفت ، حضرت ابو طالب تا آنگاه كه حيات داشت از آن جناب حمايت ميكرد ، و او را تكريم و تعظيم مينمود ، و از كيد دشمنان و مكر مشركين او را نگهدارى ميفرمود . ( 1 ) محمد بن اسحاق گفته : عبد اللَّه پدر حضرت رسول هنگامى كه وى در رحم مادرش قرار داشت از دنيا رفت ، و بعضى نيز گفتهاند : والد ما جد پيغمبر هنگامى كه شش ماه از سن او گذشته بود وفات كرده . ( 2 ) ابن اسحاق گفته : مادر حضرت رسول « آمنه » به اتفاق پيغمبر نزد اخوال آن جناب كه در مدينه بودند رفت ، هنگامى كه از مدينه به طرف مكه مراجعت ميكرد در « ابواء » وفات نمود ، و پيغمبر در اين موقع شش سال از سن شريفش ميگذشت . ( 3 ) از بريده نقل شده كه وى گفت : حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله به قبرى رسيد و در آنجا نشست ، و مردم هم با آن جناب نشسته ، وى در اين هنگام سر خود را تكان داد ، مثل اين كه با كسى سخن ميگفت ، پس از اين گريه كرد ، به آن حضرت عرض كردند : علت گريهء شما چه بود ؟ فرمود : اين قبر آمنه مادر من است ، از خداوند اذن خواستم به زيارت قبر مادرم بروم ، خداوند هم به من اذن مرحمت فرمود من از محبتهاى مادرم ياد كردم و لذا گريه نمودم ، راوى گويد : من آن حضرت را مانند اين وقت گريان نديدم ( 4 ) و در خبر ديگرى است كه من از خداوند اذن خواستم تا مادر خود را زيارت كنم ، و شما هم به زيارت اهل قبور برويد ، تا به ياد مرگ باشيد . ( 5 ) حضرت رسول هنگامى كه بيست و پنج سال از عمر شريفش ميگذشت با خديجه ازدواج نمود ، و در سن چهل و سه سالگى عمويش ابو طالب از دنيا رفت ، و خديجه نيز بعد از سه روز از وفات ابو طالب از دنيا رفت ، و پيغمبر اين سال را « عام الحزن » ناميدند . ( 6 ) هشام بن عروة گويد : پدرم ميگفت : حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود : قريش همواره