الشيخ المفيد ( مترجم : ساعدى خراسانى )
23
الإرشاد ( فارسي )
را از نظريه خود اطلاع داده او هم در آن شب براى كمك بنامبردگان حضور يافت . ( 1 ) حجر بن عدى كه از ياران با وفاى على ع بود آن شب را بعنوان بيتوته در مسجد آمده شنيد كه اشعث به پسر مرادى ميگويد هر چه زودتر خود را آماده كار كن كه اينك صبح ميدمد و رسوا ميشويم . حجر از اراده آنان باخبر شده گفت اى اعور بىآبرو قصد كشتن على ع را دارى بلا درنگ از مسجد بيرون رفته تا حضرت را از اراده بيشرمانه آنان باخبر سازد اتفاقا حضرت امير ع از در ديگر وارد مسجد شد پسر مرادى موقع را مغتنم شمرده شمشير زهرآلود خود را بر فرق آن جناب فرود آورد هنگامى كه حجر وارد مسجد شد خبر قتل على ع را شنيد . ( 2 ) 2 - عبد اللَّه ازدى گويد من شب نوزدهم در مسجد اعظم مشغول نماز بودم و عده هم از مصريها از آغاز ماه رمضان تا آن شب بانجام فرمانبردارى از اوامر خدا در مسجد اعظم اشتغال داشتند در آن هنگام چند نفرى را ديد نزديك درب مسجد به نماز مشغولند فاصلهء نشد على براى اداء فريضه صبح به مسجد درآمد و مردم را براى اقامه نماز ميخواند بمجردى كه على ع مردم را به نماز و اطاعت از فرمان خدا دعوت كرد برقهاى شمشير چشم مرا خيره نمود و صدائى شنيدم ميگفت فرمان از خداست نه از تو يا على و نه از ياران تو و هم ناله على ع بگوشم رسيد ميفرمود مواظب باشيد قاتل از دستتان فرار نكند چون نزديك آمدم ديدم على ع ضربت خورده ليكن شمشير شبيب كارگر نشده و بر طاق محراب فرود آمده بر خوان غم چو عالميان را صلا زدند * اول صلا بسلسلهء انبيا زدند نوبت باوليا چو رسيد آسمان طپيد * زان ضربتى كه بر سر شير خدا زدند