الشيخ المفيد ( مترجم : ساعدى خراسانى )
20
الإرشاد ( فارسي )
كمر بند از بهر مرگ اى امير * كه مرگ آيد اكنون بديدار تو مكن خوف از مرگ و آماده باش * چو مرگ آيد اى جان خريدار تو چون به صحن خانه رسيد مرغابيان چندى سر راه بر او گرفتند و فرياد ميزدند ، خواستند آنها را آرام كنند و از جلو حضرت دور سازند فرمود آنها را واگذاريد كه نوحه جدائى ميكنند سپس از خانه بيرون رفت و رسيد به او آنچه زبان قلم از نگارشش لال است . فصل - 5 چگونگى شهادت ( 1 ) 1 - بطورى كه مورّخين مينويسند گروهى از خوارج در مكه اجتماع كرده و در باره امراء و فرمانروايان عصر گفتگو ميكردند و از آنها و كارهاشان عيبجوئى مىنمودند و از مقتولان نهروان ياد مىآوردند و بحالشان دلسوزى مىكردند برخى گفتند چه بسيار مناسب است هر گاه ما جان خود را در راه خدا داده و اين پيشوايان گمراه را نابود كرده و مردمان و شهرها را از دست آنها آسوده بسازيم و ضمنا خونخواهى از مقتولان نهروان هم كرده باشيم بالاخره قرار گذاردند چون از مناسك حج فارغ شوند اقدام اساسى براى انديشه ناپاك خود بنمايند . عبد الرحمن ملجم پيشنهاد كرد من كار على ع را تمام ميكنم برك بن عبد اللَّه تميمى گفت منهم معويه را ميكشم عمرو بن بكر تميمى گفت منهم مردم را از دست عمرو عاص راحت ميسازم .