عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )

248

اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

حضرت عزّت آيد ، او جهود بود . چون اين‌حال صادر شد ، عليّ عليه السلام در حال ، به خدمت رسول آمد و چون پيغمبر صلّى الله عليه وآله او را بديد گفت : يا عليّ ! إنّك لمظلومٌ بعدي ، يعني : يا علي ! تو بعد از من مظلومي ، و بر تو ظلم ميكنند پس از من . پس روي به اصحاب كرد و فرمود : أشهدكم ! إنّي سِلمٌ لمَن سالَمَه و حَربٌ لمَن حارَبَه ، يعني : شما را بر خود [ 134 ] گواه ميگيرم كه من به صلحم با آن كس كه او با علي به صلح است ، و من به جنگم با آن كس كه با علي به جنگ است . و روي به عليّ كرد و گفت : يا عليّ ! من حارَبَك فقد حارَبَني و من حارَبَني فقد حارَبَ الله و من فارَقَك فقد فارَقَني و من فارَقَني فقد فارَقَ الله ، يعني : اي علي ! هر كس كه با تو جنگ و حرب كند با من كرده باشد ، و هر كس كه با من جنگ و حرب كند با درگاه خدا حرب كرده باشد ، و هر كس كه از تو جدايي كند از من جدايي كرده باشد ، و هر كس كه از من جدا شود از درگاه خدا جدا شده باشد و دور شده . تنبيه : محمّد بن محمّد النعمان المعروف بالشيخ المفيد البغدادي روزي در مجلس قاضي القضاة حاضر شد و استماع درس او ميكرد ، و هنوز شيخ را ايّام كودكي بود . شخصي در مجلس حاضر شد و گفت : يا قاضي ! روايت ميكنند كه رسول صلّى الله عليه وآله روز غدير بر علي نصّ كرد براي خلافت و امامت ، و علي بر آن قيام ننمود ، بلكه ابوبكر بدان كار قيام كرد ، پس وي غاصب باشد . قاضيگفت : يا سائل ! نصّ علي روايت است و خلافت درايت ، و العاقل‌لايترك الدّراية للرّواية ، يعني : عاقل ترك درايت نميكند از براي روايت ؛ و چون مجلس خالي شد ، قاضي گفت : اي صبي ! اگر حاجتي داري بگو تا برآورم . شيخ گفت : روايت ميكنند كه طلحه و زبير در بصره به علي حرب‌كردند و خليفه وقت آن روز عليّ بود . قاضي گفت : يا صبي ! ايشان توبه كردند از آن